شواهدی از آدمخواری در غاری در جنوب لهستان نشان می دهد که این عمل در حدود 18000 سال پیش در این مکان رایج بوده است.
این کشف که در غار Maszyka در نزدیکی کراکوف انجام شد، یکی از واضحترین نمونههای آدمخواری دوران پارینه سنگی در اروپا را نشان میدهد و بینش جدیدی از زندگی پیچیده و گاهی خشونتآمیز شکارچیان مجدلنیایی ارائه میدهد.
مطالعه منتشر شده از آنالیز میکروسکوپی سه بعدی پیشرفته استفاده میکند تا تأیید کند که بریدگیها و شکستگیهای استخوانهای انسان توسط ابزار سنگی بلافاصله پس از مرگ ایجاد شده است. این یافته ها بدون شک نشان می دهد که اجساد به عمد برای مصرف غذا قصابی شده اند، نه فقط برای تشریفات تدفین.
آثار قصابی بر روی استخوان های انسان که در غار کشف شده است
نشانه های واضح پردازش انسانی
باستان شناسان صدها قطعه استخوان را مورد بررسی قرار دادند، اولین بار در اواخر قرن نوزدهم و بار دیگر در دهه 1960 حفاری شدند. این بقایای چندین دهه در موزه باستان شناسی کراکوف نگهداری می شد. هنگامی که محققان این مجموعه را با استفاده از تکنیک های مدرن مورد بررسی مجدد قرار دادند، قطعات استخوانی بیشتری شناسایی شدند که قبلاً به اشتباه به عنوان بقایای حیوانات طبقه بندی شده بودند.
تاریخ گذاری رادیوکربن نشان می دهد که این استخوان ها حدود 18000 سال قدمت دارند و متعلق به دوره مجدلیه هستند. فرهنگی که بهخاطر ابزارهای پیچیده، آثار هنری استادانه، و گسترش قلمرو پس از عقبنشینی یخچالهای طبیعی عصر یخبندان شناخته میشود.
حدود 68 درصد از استخوانهای انسان بریدگی و شکستگی داشتند که مطابق با قصابی بود. جمجمه ها دارای شیارهای عمیقی بودند که با برداشتن پوست سر و بافت صورت همراه بود. بسیاری از آنها عمداً به گونه ای شکسته شدند که اجازه دسترسی به مغز، یکی از مغذی ترین اندام های بدن انسان را می دادند.
استخوان های بلند مانند استخوان ران و بازو نیز به طور سیستماتیک برای برداشتن مغز استخوان شکسته می شوند. منبع چربی با کالری بالا که برای بقا در محیط های سرد ضروری است. الگوی شکستگی مشابه چیزی بود که در استخوان های حیوانات در همان لایه غار دیده می شد.
فرانسیس مارگینداس، نویسنده اصلی این مقاله، گفت: توزیع و نوع این علائم شکی باقی نمیگذارد که اجساد برای مصرف غذا پردازش شدهاند و این شواهد آسیبهای طبیعی، فعالیتهای لاشخور یا آمادهسازی مراسم را رد میکند.

تکههای جمجمه ماقبل تاریخ که در غار مازیچکا یافت شد، باستانشناسان را به آدمخواری مشکوک کرد.
آدمخواری؛ تشریفاتی یا خشونت آمیز؟
آدمخواری در جوامع ماقبل تاریخ اشکال مختلفی داشت. در برخی فرهنگها، «آدمخواری جنازه» به نشانه احترام انجام میشد. به طوری که اقوام برای تکریم شخص متوفی یا جلب روحیه او قسمت هایی از او را می خوردند. با این حال، یافته های غار ماشیکا چنین تفسیر آیینی را تایید نمی کند.
برخلاف دیگر مکانهای مجدلنیایی مانند غار گوف در بریتانیا، که در آن جمجمهها به جامهای آیینی تبدیل میشدند، بقایای ماشیکا هیچ نشانهای از تشریفات ندارد. تکه های جمجمه با استخوان های شکسته حیوانات باقی مانده بود و هیچ چیز دیگری از آنها ساخته نشده بود.
دکتر پالمیرا سالادیر یکی از نویسندگان این مقاله توضیح می دهد که استخوان ها هیچ تفاوتی با لاشه حیوانات نداشتند. استخراج منظم گوشت، بافت مغز و مغز استخوان نشان می دهد که هدف اصلی به حداکثر رساندن ارزش غذایی بوده است.
محققان معتقدند که این مکان نمونه ای از “جنگخواری” است. خوردن دشمنان پس از یک مبارزه خشونت آمیز. در این تعبیر، آدم خواری می تواند هم منبع غذا و هم نمادی از تسلط باشد.
یک الگوی گسترده تر در اروپا
غار ماشیکا در حال حاضر یکی از حداقل پنج مکان اروپایی است که شواهد روشنی از آدمخواری در دوره مگدالن ارائه می دهد. این شواهد نشان میدهد که این عمل یک حادثه منفرد نبوده و احتمالاً در میان جمعیتهای پسین پارینه سنگی بالایی رایجتر بوده است.
مردم ماگدالن به خاطر دستاوردهای هنری خود از جمله نقاشی های غار Lascaux و Altamira مشهور هستند. با عقب نشینی یخچال های بزرگ آخرین عصر یخبندان در حدود 19000 سال پیش، این شکارچیان متحرک از پناهگاه های فرانسه و اسپانیا به مناطق جدید قابل سکونت در اروپای مرکزی گسترش یافتند.
با گرم شدن آب و هوا، فرصت های زیست محیطی جدیدی به وجود آمده است، اما رقابت بالقوه نیز افزایش یافته است. جمعیت در حال گسترش ممکن است بر سر قلمرو، شکارگاه ها و منابع با هم درگیر شده باشند.
به نظر میرسد که تمام بقایای انسان در غار ماشیکا کمابیش همزمان دفن شدهاند، که حاکی از یک حادثه خشونتآمیز واحد است نه دفنهای متوالی در طول نسلها. قصابی کامل استخوان ها هرگونه شواهد مستقیم تروما را پنهان می کند، اما یکپارچگی پردازش نشان می دهد که یک رویداد هماهنگ رخ داده است.

بقایای انسان خورده شده از غار ماشیکا
گرسنگی یا درگیری؟
یکی از سوالات کلیدی این است که آیا آدمخواری در غار ماشیکا ناشی از قحطی بوده است یا خشونت؟ زمینه باستان شناسی نشان می دهد که کمبود غذا ممکن است دلیل اصلی نبوده باشد. بقایای حیوانات، از جمله بز کوهی، نشان می دهد که در دوره گرمایش پس از یخبندان، بازی در این مناطق موجود بوده است.
محققان بر این باورند که تنش های اجتماعی نقش بیشتری داشته است. با مهاجرت گروه ها به سرزمین های جدید، امکان درگیری افزایش یافت و خوردن دشمنان ممکن است به دلیل تحقیر، انتقام یا جنگ روانی صورت گرفته باشد.
مطالعات ژنتیکی اخیر نشان داده است که مردم غار ماشیکا با جمعیت های غربی ماگدلنیایی ارتباط داشتند. این امر روایت مهاجمان خارجی در مقابل ساکنان محلی را پیچیده می کند و احتمال خشونت بین گروه های نزدیک را افزایش می دهد.
در نهایت، یافته های غار ماشیکا تصویر پیچیده تری از اروپا در عصر یخبندان ارائه می دهد. فرهنگی که آثار هنری شگفتانگیزی و ابزارهای استخوانی دقیق تولید میکند، ممکن است مرتکب اعمال خشونتآمیز شدید نیز شده باشد.
شواهد مصرف مغز و مغز استخوان انسان از 18 هزار سال پیش نشان دهنده واقعیت های خشن جوامع ماقبل تاریخ در مواجهه با تغییرات محیطی، گسترش قلمرو و درگیری های اجتماعی است. همانطور که سایر مکانهای مجدلیه به تحلیل ادامه میدهند، داستان ساکنان اولیه اروپا ممکن است دقیقتر شود و همزمان خلاقیت و ظرفیت آنها برای خشونت را آشکار کند.