شفافیت در روایت به معنای پذیرش پیچیدگی است. یعنی رسانه ها می توانند بگویند هنوز همه چیز مشخص نیست، این داده ها در حال بررسی است، این قسمت نیاز به توضیح تخصصی دارد. تجربه جهانی نشان داده است که این صداقت حتی اگر با ابهام همراه باشد باعث ایجاد سرمایه اعتماد می شود. در طول اپیدمی کرونا، رسانههایی مانند بیبیسی و نیویورک تایمز به اعلام تعداد مبتلایان و کشتهشدگان اکتفا نکردند. آنها نحوه جمع آوری داده ها را توضیح دادند، نمودارهای تعاملی را منتشر کردند، تفاوت بین “پیش بینی” و “قطعیت علمی” را توضیح دادند، و حتی زمانی که یک خطا رخ داد تصحیح و توضیح دادند. همین شفافیت بود که این رسانه ها را در میان سیل اطلاعات نادرست به مرجع تبدیل کرد. حضار احساس می کردند که با آنها صادقانه صحبت می شود، نه اینکه فقط با تیترهای تنش آمیزی مواجه شوند.
یا در فاجعه نیروگاه فوکوشیما ژاپن، رسانه ملی این کشور NHK سعی کرد مفاهیم پیچیده هسته ای را به زبانی ساده توضیح دهد. کارشناسان مستقل به استودیو دعوت شدند، سناریوهای مختلف توضیح داده شد و حتی بدترین سناریوها به صورت کنترل شده مورد بحث قرار گرفت. نتیجه چه شد؟ اضطراب عمومی به صفر نرسید، اما بی اعتمادی گسترده ایجاد نشد. مردم می دانستند که رسانه ها اطلاعات را پنهان نمی کنند.
در مقابل، تجربه نشت نفت بریتیش پترولیوم در خلیج مکزیک هزینه روشن شدن تأخیر و یک روایت مبهم را نشان داد. همانطور که اطلاعات رسمی کندتر و محافظه کارانه تر بود، روایت های غیررسمی و انتقادی جسورانه تر شدند. در نهایت این رسانه های تحقیقی بودند که ابعاد واقعی بحران را روشن کردند و افکار عمومی را به سمت مطالبات سوق دادند. بحران زیست محیطی ناگهان به بحران اعتماد تبدیل شد.
ایران امروز در وضعیت مشابهی قرار دارد. جامعه ای که تحت فشارهای چند لایه قرار دارد، بیش از سرعت به وضوح نیاز دارد. مخاطب ایرانی از تیترهای مبهم و اخبار نیمه دل خسته شده است. او می خواهد بداند تصمیمی که گرفته شده چه تأثیری بر زندگی او دارد، اختلالی که رخ داده است، چرا اتفاق افتاده است و چه زمانی به پایان می رسد. روایت صریح یعنی پاسخ به این سؤالات بدون اغراق، بدون تحقیر و بدون بازی با کلمات.
در چنین شرایطی رسانه فقط یک انتقال دهنده اطلاعات نیست. دمای افکار عمومی را تنظیم می کند. اگر روایت دقیق و مستند باشد، جامعه می تواند حتی اخبار سخت را هضم کند. اما اگر روایت متناقض و مبهم باشد، کوچکترین حادثه به موجی از بی اعتمادی تبدیل می شود. شفافیت به معنای پذیرش مسئولیت اجتماعی رسانه است. بدانیم که هر کلمه می تواند امید ایجاد کند یا اضطراب را چند برابر کند.
البته نقل صریح آسان نیست. مستلزم دسترسی به داده ها، گفتگو با منابع مختلف، جداسازی اخبار از تحلیل و شجاعت برای اصلاح اشتباهات است. اما این سختی است که آن را ارزشمند می کند. رسانه ای که در روزهای آرام با عناوین مهیج مخاطب را جذب می کند، در مواقع بحران با دقت و صداقت سنجیده می شود. حافظه جمعی عملکرد رسانه ها را در لحظات سخت فراموش نمی کند.
بحران ها سرانجام می گذرند، اما اعتماد یا باقی می ماند یا از بین می رود. روایت شفاف پلی است بین واقعیت تلخ و پذیرش اجتماعی آن. اگر این پل ساخته نشود جامعه باید مسیرهای فرعی و نامطمئن را طی کند. در دوران پر التهاب امروز، شاید مهم ترین مسئولیت رسانه ها نه جلوتر رفتن از اخبار، بلکه روشن نگه داشتن نور روایت است.