بازار؛ گروه بورس: این روزها بازار سرمایه درست در وسط این تردید ایستاده است که نمی توان پیش بینی کرد حرکت بعدی افزایشی یا کاهشی خواهد بود. بازار ماه هاست که زیر سایه ریسک تحریم و تنش در حال حرکت است و حالا هر سیگنال کوچکی از مذاکرات عمان می تواند مانند جرقه ای مسیر ذهنی معامله گران را تغییر دهد. اکنون اخباری مبنی بر رایزنی و مذاکره با آمریکا در عمان منتشر شده است و این امر باعث می شود بازار سناریوهای خود را بازنویسی کند و معامله گران دوباره حدس بزنند که آینده چگونه خواهد بود.
با توجه به اینکه مذاکرات در چند دور انجام می شود، تأثیر کوتاه مدت آن بیشتر احساسی خواهد بود. در چنین فضایی اولین نکته این است که بازار سهام از ریسک سیاسی خسته شده است. برای ماهها، سه خطر اصلی درگیری نظامی احتمالی، تشدید تحریمها و بیثباتی سیاست خارجی، سرمایهگذاران را محتاط کرده و پول را از بازار دور نگه داشته و باعث شده است که سرمایهگذار بلندمدت عقب بنشیند و عرصه را برای نوسانگران باز کند. به همین دلیل، حتی یک خبر کوچک از مذاکرات عمان، حتی اگر بگوید «مذاکرات ادامه دارد»، پیام مهمی برای بازار دارد که فعلا خبری از تشدید تنش نیست. این “در حال حاضر” برای بازاری که از ریسک سیستماتیک می ترسد ارزش زیادی دارد.
سیگنال های مذاکرات عمان دوباره ذهن بورس را فعال کرده است. بازار که از ریسک سیاسی خسته شده است، اکنون با هر خبر کوچکی از مذاکرات، بین ترس و امید در نوسان است. این سیگنالها در کوتاهمدت باعث افزایش تقاضا در نمادهای بزرگ و شکلگیری رالیهای مقطعی میشود، اما پایداری آنها به نتیجه مذاکرات بستگی دارد. تا زمانی که تکلیف سیاست روشن نشود، بازار سهام فقط نوسان دارد
علی رضایی در گفتگو با خبرنگار بازار گفت: سیگنال های عمان برای بورس تنها به معنای تغییر ریسک ها نیست و این موضوع یک سری پیام ها را به سرمایه گذاران منتقل می کند. در واقع از کاهش احتمال درگیری مستقیم تا امید به مدیریت تنش ها، از امکان باز شدن کانال های محدود مالی و تجاری تا امید به کاهش فشار تحریم ها، همگی بر بورس تاثیر می گذارند. این پیام ها باعث می شود بازار از سناریوی فرسایش فاصله بگیرد و به سمت سناریوی رشد تدریجی حرکت کند. در چنین شرایطی، سرمایه گذار می تواند دوباره به افق چند ماهه فکر کند، نه فقط فردا و پس فردا. این تغییر دیدگاه خود محرک مهمی برای تغییر رفتار معامله گران است.
وی افزود: در کوتاه مدت اثر این سیگنال ها معمولا به صورت نوسانات، هیجان و رالی های موقت ظاهر می شود. افزایش تقاضا در نمادهای بزرگ و شاخص ساز. به ویژه در بانکداری، خودروسازی، حمل و نقل و برخی صنایع صادرات محور که بیشترین سود را از کاهش ریسک سیاسی می برند. به طوری که فضای روانی بازار از ترس مطلق به امید محتاطانه تبدیل می شود، صف های فروش سبک می شود و کم کم خریداران مردد وارد می شوند. اگر اخبار قوی باشد، بازار حتی می تواند یک رالی مثبت را برای چند روز تا چند هفته تجربه کند. به خصوص اگر قبلا اصلاح عمیقی داشته باشد. اما این واکنشها تا زمانی که سیگنالهای سیاسی به اقدامات عملی تبدیل نشوند، پایدار نیستند.
رضایی تاکید کرد: در بین صنایع مختلف، صنایع بانکی و خودروسازی اولین گروه هایی هستند که از سیگنال های مثبت عمان بهره مند می شوند. بانک ها به محض شنیدن احتمال گشایش مالی یا کاهش فشار تحریم ها، ارزش گذاری جدیدی در ذهن بازار پیدا می کنند. خودروسازان که همواره از بازیگران سیاسی بورس بوده اند، با هر خبری از مذاکرات، امید به واردات قطعه یا همکاری خارجی را زنده می کنند و همین کافی است تا موجی از نوسانات و ورود پول های هیجانی ایجاد شود.
وی تصریح کرد: از سوی دیگر شرکت های صادرات محور در وضعیت مضاعف قرار دارند. از یک سو کاهش ریسک سیاسی و امکان تسهیل صادرات برای آنها خبر خوبی است، اما از سوی دیگر اگر بازار احتمال کاهش نرخ ارز را جدی بگیرد، فشار روانی بر این گروه ها ایجاد می شود. این گروهها تنها زمانی از فضای جدید سود میبرند که بازار به این نتیجه برسد که گشایش سیاسی قرار نیست نرخ ارز را به هم بزند. در این صورت شرکت های صادرات محور نیز می توانند از شرایط جدید بهره مند شوند. به خصوص اگر قیمت های جهانی همراه باشد.
این کارشناس با بیان اینکه پول هوشمند در شرایط فعلی داستان دیگری دارد، تصریح کرد: سیگنال های مذاکرات عمان برای بازیکنان حرفه ای به معنای فرصت جمع آوری سهام در نگاتیو قبل از تایید خبر است. معامله گران معمولا قبل از اینکه اخبار به تیتر اخبار برسد وارد می شوند، نه بعد از آن. این صندوقها از نوسانات صرف فاصله گرفته و به سمت موقعیتهای میانمدت در سهامهای بنیادی میروند که اصلاح عمیقی را پشت سر گذاشته، گزارشهای قوی دارند و نسبتهای قیمت به سود آتی جذابی دارند. استراتژی آنها ساده است: خرید در عدم اطمینان، فروش در قطعیت.
وی تصریح کرد: با این حال نباید فراموش کرد که مذاکرات در عمان تضمینی برای نتیجه نیست. ممکن است تمدید شود، متوقف شود یا در یک توافق محدود خاتمه یابد. خطر جنگ به طور کامل از بین نمی رود. فقط برمیگرده طرف مقابل همیشه ابزارهای دیگری برای فشار دارد. بازار همچنین ممکن است چند بار روی «امید به معامله» نوسان کند بدون اینکه اتفاق بزرگی در اقتصاد واقعی بیفتد. تجارت در چنین محیطی مانند راه رفتن روی لبه است. یک خبر، یک توییت یا یک حادثه می تواند مسیر بازار را معکوس کند.
سیگنال های مذاکره برای نمادهای صادراتی چیست؟
اما شاید مهم ترین سوال این روزهای بازار این باشد که سیگنال های مذاکرات عمان بر روی نمادهای صادرات محور دقیقا چه خواهد بود؟ گروهی که رکن اصلی سودآوری بورس محسوب می شود و وزن سنگینی در شاخص کل دارد. واقعیت این است که صادرکنندگان در چنین فضایی نه تنها تحت تأثیر اخبار سیاسی قرار می گیرند، بلکه هر سیگنال کوچکی می تواند معادلات ارزش گذاری آنها را تغییر دهد.
نمادهای صادراتی همیشه در تلاقی دو نیرو قرار دارند: از یک سو کاهش ریسک سیاسی و امکان تسهیل صادرات برای آنها خبر مثبتی است. وقتی بازار احساس کند که تنش ها کمتر شده و کانال های تجاری یا بانکی به صورت محدود بازتر شده است، ذهن معامله گران به سمت افزایش فروش، کاهش هزینه های انتقال پول و بهبود جریان نقدی این شرکت ها می رود. همین ایده برای افزایش تقاضا در محصولات پتروشیمی، فلزی، معدنی و حتی برخی مواد غذایی صادرات محور کافی است.
اما طرف دیگر ماجرا نرخ ارز است. متغیری که همیشه مثل سایه بالای سر صادرکنندگان است. هر بار که اخبار مثبتی از مذاکرات منتشر می شود، بخشی از بازار به طور غریزی احتمال کاهش نرخ ارز را قیمت گذاری می کند. همین ایده حتی اگر منطقی نباشد می تواند فشار روانی کوتاه مدتی بر نمادهای صادراتی ایجاد کند. معامله گران از این بیم دارند که کاهش نرخ ارز باعث کوچک شدن حاشیه سود شرکت ها شود و این ترس باعث خروج بخشی از پول از این گروه ها شود.
اما نکته مهم اینجاست. بازار همیشه یک نقطه تعادل بین این دو سناریو پیدا می کند. اگر بازرگانان به این نتیجه برسند که ما یک گشایش سیاسی داریم، اما برای سقوط نرخ ارز کافی نیست، صادرات دوباره جذاب می شود. چرا زیرا کاهش ریسک سیاسی به معنای تسهیل صادرات، کاهش هزینه های مبادله ای، افزایش ثبات در فروش و حتی امکان بهبود قیمت های جهانی به دلیل کاهش تنش های منطقه ای است. در چنین شرایطی صادرکنندگان نه تنها متضرر نمی شوند، بلکه می توانند از فضای جدید نیز بهره مند شوند.
پول هوشمند نیز دقیقاً همین نقطه تعادل را شکار می کند. وقتی سیگنالهای مثبت از عمان بیرون میآیند، بازیکنان حرفهای به جای خروج احساسی به سراغ نمادهایی میروند که هم قابل صادرات هستند و هم عمیقاً تغییر یافتهاند. آنها می دانند که در صورت توافق، اولین گروهی که از ثبات سیاسی منتفع می شوند، این شرکت ها خواهند بود. به همین دلیل در روزهای منفی شروع به جمع آوری می کنند و منتظر تعادل بازار هستند.
تاثیر مذاکرات عمان بر نمادهای صادراتی اثری دوگانه اما قابل مدیریت است. اگر بازار احساس کند که گشایش سیاسی قرار نیست به طور مصنوعی نرخ ارز را کاهش دهد، صادرات می تواند یکی از برندگان اصلی این دوره باشد. اما اگر بازار از افت شدید ارز هراس داشته باشد، حتی اخبار سیاسی خوب نیز می تواند برای مدتی فشار روانی ایجاد کند. اینجاست که نقش تحلیل فاندامنتال، گزارش های فروش ماهانه و نسبت قیمت به درآمد آتی مهم می شود. زیرا در نهایت، صادرکنندگان بیش از هر گروه دیگری به واقعیت های اقتصادی و نه صرفاً هیجانات سیاسی وابسته اند. به همین دلیل است که تاجران حرفه ای می گویند که در جریان مذاکرات، صادرکنندگان نه گروهی برای فرار هستند و نه گروهی برای حمله. بلکه گروهی هستند که باید با دقت انتخاب کنند.
بنابراین بازار سهام در آستانه یک نقطه بحرانی قرار دارد. سیگنال های عمان می تواند به طور موقت از شدت ریسک سیستماتیک بکاهد و بازار را از «ترس مطلق» به «انتظار محتاطانه» سوق دهد. این سیگنال ها می توانند رالی های کوتاه مدت ایجاد کنند و فرصت هایی را برای معامله گران ریسک پذیر ایجاد کنند تا پرتفوی خود را بازسازی کنند. اما تا زمانی که تکلیف سیاست مشخص نشود، بازار نه وارد فاز رشد پایدار و نه ریزش عمیق خواهد شد. فقط قیمت گذاری ریسک سیاسی است و مذاکرات عمان مهمترین متغیر در این معادله است.