به گزارش فوری، بابک خواجه پاشا هر ساله در جشنواره فجر با فیلمی جدید حس خوشایند ارزش های انسانی را بر دل مخاطبان می نشاند. خواجه پاشا در میان هجوم فیلم های سفارشی و شعاری از هر جهت، همیشه قلب مخاطب را با صداقت هدف قرار می دهد. مسئله صداقت و راستگویی با مخاطب امضای خواجه پاشا است.
این کارگردان امسال مخاطبان را به سرزمین فرشتگان فراخواند. این نام گذاری روی فیلمی که داستان جنایت انسانی را روایت می کند، همان پیام انسانی خواجه پاشا است.
میزانسن های باورنکردنی
سوال اصلی مخاطبان در سرزمین فرشتگان این است که آیا خواجه پاشا و تیمش برای ساخت این فیلم به غزه سفر کرده اند؟
ساختمان های مخروبه، کوچه های پر از خاک، بمباران، اجساد بر زمین مانده و تمام صحنه های فیلم پر از فضاهایی است که به گفته کارگردان و تهیه کننده در اطراف تهران تعریف شده است.
این موضوع به قدری دقیق اجرا شده که برای مخاطب غیرقابل باور است، اما خواجه پاشا در فیلم های قبلی خود نیز نشان داده که به کوچکترین اتفاقات قاب دوربینش اهمیت می دهد. هیچ چیز در دوربین خواجه پاشا از هیچ جهت بی معنا و سنگین نیست.
در فیلمی که جنگی ویرانگر را به تصویر می کشد، ساخت چنین صحنه هایی نشان می دهد که خواجه پاشا مدت ها مطالعه و تحلیل کرده و سپس اقدام به ساخت این فیلم کرده است.
بازیگر اصلی زندگی می کند، نه بازی
برخی معتقدند این فیلم بیش از حد احساساتی است. اشک و آه زیاد است و بازیگر نقش اول کمی در احساساتش اغراق می کند. داستان این فیلم تلاش یک معلم مدرسه برای نجات جان چند کودک زیر بمباران غزه است. به گفته نویسنده این فیلم، سولف فواخارجی بازیگر سوری زنی است که برای زنده ماندن و جان دادن تلاش می کند. او در نقش خود بازی نمی کند. او آن را زندگی می کند. او گاهی با بچه هایی که پناه داده دعوا می کند و سر آنها داد می زند. آنها را قضاوت می کند و گاه ساعت ها و ساعت ها در میان خانه های ویران به دنبال آنها می گردد.
اقدام خواجه پاشا برای قرار دادن یک زن در این فیلم مناسب است. زیرا تمام مسئولیت های خطیری که قرار است بر دوش قهرمان داستان گذاشته شود، بر عهده یک زن است. او همان کسی است که دو فرزندش را از دست داده و حالا می خواهد جان شش کودک فلسطینی را نجات دهد. اوست که می ترسد اما می ایستد. فریاد می زند و به درگاه خدا شکایت می کند، اما در لحظه بارش موشک، آیات قرآن را می خواند. اوست که از مردگان سوغات جمع آوری می کند و اوست که با داستان و امید به مقاومت کودکان القا می کند.
فیلمبرداری با قابلیت ساخت صحنه های جنگ و زندگی
موفقیت منوچهر محمدی به عنوان تهیه کننده و بابک خواجه پاشا به عنوان کارگردان در ساخت سرزمین فرشتگان به دلیل رسیدن به هدفی است که دنبال می کردند. بیان مصائب وارد شده بر کودکان در جنگ ها. زبان کودکان غزه با کودکان در سراسر جهان مشترک است. آنها به دنبال بازی هستند. آنها با هم دعوا می کنند و زود آشتی می کنند. نفرت و جنگ را نمی شناسند. اگر از کسی ناراحت باشند با کوچکترین مهربانی او را می بخشند. کارگردان مدعی است که این فیلم را فقط برای ایران نساخته و به نظر می رسد این هدف محقق شده است.
زیرا دیالوگ های اصلی، موسیقی متن و لحظات نشاط آور فیلم مربوط به کودکان است. در کنار خلق این شخصیت های کوچک، دوربین نیز به درستی در اطراف آنها حرکت می کند. دوربین باید بتواند هم در مورد جنگ و هم از امید به زندگی بگوید. هم واقعیت و هم رویای ذهن کوچک کودکان را نشان دهید. در صحنه هایی که به صحبت با خدا اشاره دارد از نور گرم غروب خورشید یا نورهایی که به اتاق تاریک می تابد استفاده می کند.
جایی که می خواهد شرارت دشمن را نشان دهد، موشکی را بر سر پیرمرد رقصنده یا آمبولانسی پر از مجروح می اندازد.
استفاده صحیح از نور، فیلمبرداری و موسیقی متن، مخاطب را به دیدن دوباره این فیلم متمایل می کند. چون هر سکانسی از فیلم پیامی از انسانیت دارد و کودکانی که نمیمیرند چون رویاهایشان همیشه زنده است، بهترین راوی عشق، امید، شجاعت، احترام و زندگی هستند.