جوانان نسل Z بخش بزرگی از زندگی خود را در عصر پیشرفت تکنولوژی گذرانده اند. برای آنها، ظهور یک فناوری جدید با چنین پتانسیل گسترده ای چندان عجیب نیست. آنها در طول توسعه شبکه های اجتماعی و تلفن های هوشمند بزرگ شدند و استفاده از این فناوری ها برای آنها مانند یادگیری الفبا بود. آنها همراه با تکامل این فناوری ها رشد کرده اند.
اما اجازه دهید به دو نسل به عقب برگردیم: نسل X; همان افراد میانسالی که بین سال های 1965 تا 1979 متولد شده اند و در حال حاضر حدود 45 تا 58 سال سن دارند. این نسل سال های بدون فناوری های هوشمند و دیجیتال را به خوبی به یاد می آورد. در روزهایی که آنها نوجوان بودند، هیچ کس به تلفن های هوشمند وابسته نبود. اصلا گوشی هوشمندی وجود نداشت. در عصر آنها تلفن همراه تنها وسیله ای برای مکالمات و پیام های ضروری بود و گزینه دیگری نداشت. در آن زمان تکنولوژی به نوار کاست و بعدها کامپیوترهای شخصی و سی دی محدود شد و سال ها بعد همزمان با نسل های جدیدتر، شاید فرزندان خودشان، با فناوری های دیجیتال و هوشمند آشنا شدند. آنها نسبت به نسل های جوان تر برای مقابله با فناوری مشکل دارند.
البته برخی از آنها مانند جوان ترها تکنولوژی را با آغوش باز پذیرفته اند، اما برخی دیگر مقاومت کرده اند. و اکنون که هوش مصنوعی مانند بمب به صدا درآمده است، این نسل، شاید بیشتر از نسل های جوان، نگران هستند که ممکن است شغل خود را از دست بدهند. شاید شما هم یکی از این افراد باشید. شاید مقالاتی با این عنوان دیده باشید: «هوش مصنوعی در آینده مشاغل را می دزدد». آیا نوعی «هراس وجودی» را تجربه می کنید؟ این ترس شما طبیعی است، زیرا این فناوری ها با وجود مزایای فراوان، باعث شده برخی از ما کارمندان، به خصوص آنهایی که بالغ تر هستند، احساس کنیم که به زودی منسوخ می شوند. چشم انداز هوش مصنوعی برای نسل من وحشتناک است (ربکا نایت، نویسنده این مقاله). به چند دلیل: اول اینکه وقتی میانسال هستید، معمولاً در جایگاه بالاتری در نیروی کار قرار دارید و به اوج درآمد خود رسیده اید. هوش مصنوعی هر دو را تهدید می کند. هم موقعیت و هم درآمد شما؛ و با توجه به اینکه ما به اندازه نسلهای جوانی که در عصر دیجیتال متولد شدهاند از فناوری آگاه نیستیم، هوش مصنوعی برای بسیاری از ما ترسناک است. (من به تازگی بر برنامه های تیم های ورزشی بچه هایم مسلط شده ام!) به علاوه، ما زمان زیادی برای یادگیری مهارت های جدید مورد نیاز برای مشاغل جدید نداریم. چند سال مونده؟ ما در مرحله “ساندویچ” هستیم. بسیاری از ما بچه داریم و پدر و مادر سالخورده ای هستیم. همه اینها را گفتم تا به این نقطه برسم: «ما اصلاً خیالمان راحت نیست که هوش مصنوعی به کارمان بیاید.» اما اگر واقعیت نسل X چندان وحشتناک نباشد و به گونهای دیگر رقم بخورد، چه؟ اگر برای موقعیتی که به سختی به دست آورده ایم، یا حتی بهتر از آن، اتفاقی نیفتد، چه؟
تحقیقات نشان می دهد که در حالی که برخی از مشاغل ناپدید می شوند، مشاغل جدید و با درآمد بهتر ظاهر می شوند. یوسی شفیع در مصاحبه ای با Business Insider، استاد مهندسی MIT و نویسنده کتاب جدیدی در مورد هوش مصنوعی و آینده کار می گوید: “اگر شغل شما حذف نشود، متفاوت خواهد شد. JPT Chat جایگزین شما نخواهد شد. ، اما شغل شما را تغییر می دهد، بنابراین باید آن را بپذیرید.” او می گوید که مشاغل آینده احتمالا کمتر به تولید محتوا و بیشتر به کنترل کیفیت خواهند پرداخت. هوش مصنوعی بدون خطا نیست و نیاز به نظارت مداوم دارد. به عنوان مثال، در حوزه روزنامه نگاری، هوش مصنوعی می تواند متن مصاحبه را به یک مقاله خبری تبدیل کند، اما همچنان به یک انسان برای نظارت، قضاوت و گنجاندن «سکو» نیاز است. برای نسل X که تجربه و تسلط بیشتری در مشاغل خود نسبت به افراد جوان دارند، این مسئولیت های جدید می تواند کاملا مناسب باشد. اتفاقاً، برخلاف تصور عمومی، نسل Z و دیگر کارمندان جوانتر که هنوز به شغل خود مسلط نشدهاند، ممکن است در محیط «هوش مصنوعی» با چالشهایی مواجه شوند. و این بر عهده نسل X است که از این اتفاق جلوگیری کند.
هوش مصنوعی لزوماً یک بازی برای جوانان نیست
وقتی یک فناوری جدید متولد می شود، معمولاً مزایای آن نصیب جوانان می شود.
تصور میشود که افراد جوانتر تمایل بیشتری به آزمایش و ریسک کردن و سازگاری بهتر (به قول امروزی) دارند، و کارمندان مسنتر و گرانتر به سرعت از شغل خود اخراج میشوند.
اما «مت بین»، استادیار مدیریت فناوری در دانشگاه کالیفرنیا، میگوید که به دلیل سرعت سرسامآور توسعه هوش مصنوعی، همه معادلات به هم ریخته است و نمیتوان عواقب آن را پیشبینی کرد. او به Business Insider گفت که ظهور هوش مصنوعی در عصر حاضر مانند کشف الکتریسیته در زمانی است که شبکه برق از قبل وجود داشته است.
وی می گوید: اقتصاددانان می گویند معمولا 10 تا 20 سال طول می کشد تا یک فناوری جدید و همه منظوره به زندگی مردم نفوذ کند، شاید این مورد سریعتر اتفاق بیفتد و این اختراعی است که 22 سال برای آن مناسب است. از هوش مصنوعی در حال حاضر به عنوان مثال در زمینه پزشکی استفاده می شود، قبل از ظهور جراحی رباتیک، در حین جراحی، هماهنگی بین استاد و دانشجو وجود داشت، کارآموز جراحی بیشتر کارهای اولیه و مقدماتی را برای جراح ارشد انجام می داد. به این ترتیب، فرد مبتدی می تواند برای روزی که خودش جراح شود، در جراحی شرکت کند و مهارت بیاموزد.
اما اکنون با ظهور جراحی رباتیک، استاد جراح کنترل همه چیز را در دست دارد و کارآموزان به طور کامل از این روند حذف می شوند. باین می گوید همین اتفاق در مناطق دیگر نیز در حال وقوع است. هوش مصنوعی کارایی و توانایی افراد “متخصص” را افزایش می دهد، در حالی که جوان ترها از انجام برخی کارها محروم می شوند. در همین حال، او می گوید که متخصصان با تجربه ابتدا «باید» نحوه استفاده از این فناوری را یاد بگیرند. این کار با ظهور ابزارهای جدید آسان تر می شود. در این شرایط، کارمندان جوان تر نسبت به دیگران برتری دارند. آنها نه تنها بومی دیجیتال هستند، بلکه معمولاً مسئولیت های خانوادگی مشابهی با نسل X ندارند. بنابراین آنها زمان زیادی برای یادگیری دارند.
باین در آخرین تحقیق خود به یک راه حل اشاره می کند: «کارآموزی معکوس» که در آن یک کارمند کوچک به یک کارمند ارشد آموزش می دهد. او می گوید: مثل این است که یک کارمند ارشد به یک کارمند ارشد بگوید این تیک تاکی که می گویند چیست و چگونه می توانم از شر آن خلاص شوم؟
اما تحقیقات او که با همکاری کالین آنتونی، پروفسور دانشگاه نیویورک انجام شد، نشان میدهد که وقتی کارمندان مسنتر دانش را از همکاران جوانتر خود بدون فکر و زحمت میگیرند، زندگی برای تازهکارها سختتر میشود. «اکثر کارآموزی معکوس معمولاً به هزینه افراد رده پایین انجام می شود و برای او مخرب است، زیرا معمولاً فرد جوان از کار مهم فرد ارشد حذف می شود یا بر سر همه افراد جزئی، سطح پایین و پایین قرار می گیرد. باین می گوید کار خسته کننده است. وی در ادامه می گوید: یک کارشناس دارای قدرت، موقعیت و مهارت است و حواسش به این نیست که در فرآیند یادگیری یک فناوری جدید به جوانی فشار بیاورد. به همین دلیل کارمند نسل X نقش مهمی در فرآیند آموزش معکوس دارد. او باید مطمئن شود که همکاران جوان ترش راه ها و روش های موفقیت در حرفه خود را یاد می گیرند. یکی از روش ها توسعه مهارت هایی است که روبات ها ندارند. مثلا هوش هیجانی.
پذیرش «انسانیت»، چیزی که هوش مصنوعی فاقد آن است
هوش مصنوعی محدودیت های زیادی دارد. مثلاً زمینه را نمی فهمد، نمی تواند دوست پیدا کند و اصول اخلاقی ندارد. «چارلا گریفی براون»، استاد مدیریت فناوری سیستمهای اطلاعاتی، میگوید به دلیل همین ویژگیها و قابلیتها است که سازمانها همچنان به افراد، بهویژه کارمندان نسل X که دارای تجربه فراوان هستند، نیاز دارند. مطمئناً قابل درک است که Gen Xers نگران است که هوش مصنوعی مسیر هموار آنها را به سمت بازنشستگی تغییر دهد. براون میگوید: «شما در مرحلهای از زندگی خود هستید که به طور طبیعی نگران آیندهتان هستید و به این فکر میکنید که «حالا باید با کارگران غیرفیزیکی رقابت کنم؟»، اما این نگرانی نابجاست. به گفته وی، کارفرمایان به افرادی با مهارت و توانمندی خارج از محدوده ماشین آلات نیاز دارند.
او میگوید: «مهارتهای افراد مانند همدلی و ارتباط بسیار مورد تقاضا خواهد بود. به عنوان موجودات اجتماعی، تعاملات انسانی در کانون فرهنگ کار بوده و خواهد بود. کسب و کارها به مدیرانی با هوش هیجانی نیاز دارند. مدیرانی که می توانند ارتباط برقرار کنند. اهمیت این مهارت ها هر روز بیشتر خواهد شد. برای آن دسته از نسل Xers که هنوز در مورد هوش مصنوعی تاکید دارند (این تخصص نسل ماست)، بیایید به اعداد نگاه کنیم و استراحت کنیم. تحقیقات اخیر کرن فری نشان می دهد که تا سال 2030، کمبود مهارت های انسانی ممکن است به 85 میلیون نفر برسد. چیزی معادل جمعیت آلمان. به جای حذف مشاغل، هوش مصنوعی به ما کمک می کند تا این شکاف را برطرف کنیم. نگرانی بیهوده است. هیچ چیز آنقدر که به نظر می رسد خوب یا به آن بدی که به نظر می رسد نیست. منظورم فقط هوش مصنوعی نیست. حدود 50 سال تجربه زندگی این را می گوید!