آخرین مطالب

همکاران

یادداشت تلخ و احساسی «عمو پورنگ»

یادداشت تلخ و احساسی «عمو پورنگ»

این روزها صدای خنده های بچه ها در طعم «عمو پورنگ» تلخ شده است. داریوش فضیایی چهره سرشناس تلویزیون در یادداشتی اختصاصی با دل های خسته از جنگ همدردی می کند و از ماندن در دل هراس می گوید. ماندن برای نگه داشتن نور کوچک در میان تاریکی.

او می نویسد: کودکان باید با رنگ ها بزرگ شوند، نه با خاکستر. با لالایی بخوابید نه با ترس.

متن یادداشت این مجری پیشکسوت کودکان به شرح زیر است:

«من عمو پورنگ سال‌هاست در دنیای بچه‌ها نفس کشیده‌ام، با خنده‌هایشان زنده‌ام و دلم از گریه‌هایشان می‌لرزد، اما این روزها بین صدای خبر و سایه‌ی سنگین جنگ، هنوز ذهنم درگیر بچه‌های میناب است… روی آن گرمایی که در دل پدر و مادرشان مانده و هیچ‌وقت خنک نمی‌شود. مثل اینکه هر داستانی که شروع می کنم با کینه ای تمام می شود که مال من نیست، متعلق به همه بچه هایی است که ناگهان بزرگ شدند.

کاش هیچ کودکی در هیچ کجای دنیا بوی جنگ را نشناخت. ای کاش کلماتی مثل موشک و صدای انفجار هرگز وارد فرهنگ لغات کودکان نمی شد. بچه ها باید با رنگ ها بزرگ شوند نه با خاکستر. با لالایی بخوابید نه با ترس. جنگ کودکی را از دوران کودکی اش می گیرد و این غم انگیزترین حقیقتی است که هر بار دلم را می فشارد.

این روزها بیشتر از همیشه به مادرم فکر می کنم… دستان لرزانش، چشمانش که نگرانی را پنهان می کنند اما نمی توانند آن را از دلشان بیرون کنند. من به تمام مادران این سرزمین فکر می کنم. به مادربزرگ هایی که الان بیشتر از همیشه نیاز به مراقبت دارند اما در این اضطراب و ناامنی شاید کسی کنارشان نباشد. در میان این همه شلوغی، فقط می خواهم کنارشان بنشینم و بگویم: “همه چیز درست می شود… فقط کمی صبر کن.”

نمی توانستم تهران را ترک کنم. من ماندم، مثل خیلی های دیگر. مثل آن آدم هایی که با همه ترس ها هنوز دلشان به خیابان ها و خاطرات گره خورده است. ماندن گاهی اوقات فقط ایستادن نیست. گاهی به معنای نگه داشتن نور کوچک در میان تاریکی است. یعنی هنوز امید داشتن، حتی وقتی دل آدم می لرزد.

جنگ فقط دیوارها را خراب نمی کند. دل ها را فرسوده می کند، زندگی ها را متوقف می کند و زخم هایی ایجاد می کند که سال ها در زندگی مردم باقی می ماند. بچه ها با ترس بزرگ می شوند، مادربزرگ ها با استرس نفس می کشند و آدم ها آرام آرام از درون تخلیه می شوند. من عمو پورنگ با تمام دنیای کودکانه در دلم جنگ را محکوم می کنم. به خاطر اشک هایی که دیده نمی شوند و لبخندهایی که باز نمی گردند. اما هنوز در ته دلم آرزویی روشن است… به امید روزی که هیچ کودکی در هیچ کجای دنیا با ترس به خواب نرود. روزی که قصه ها دوباره بوی خوشی می دهند و دنیا دوباره جای امنی برای بچه ها می شود.

من ایران را دوست دارم

آموپورنگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *