ماجرای عجیب مرد هندی که امام زمان (عج) را دید/ مهدی (عج) به غانم چه گفت؟

ماجرای عجیب مرد هندی که امام زمان (عج) را دید/ مهدی (عج) به غانم چه گفت؟

به گزارش خبرفری، روایات زیادی در مورد افرادی که به زیارت امام زمان (عج) می آمدند، به ویژه پس از غیبت کبری نعل نقل شده است. یکی از این روایات مربوط به غانم بن سعید است که از هندوهایی بود که برای رسیدن به حقیقت سفر را آغاز کرد و پس از سالها توانست امام زمان (عج) را زیارت کند. بحارالانوار علامه مجلسی روایتی از این سالک خدا دارد.

هندویی که از کشمیر تا بغداد به دنبال مهدی (عج) بود

در «کمال الدین» از مسلم بن فضل نقل شده است که گفت: در کوفه به ملاقات غانم بن سعید هندی رفتم و مدتی نزد او نشستم، سپس از حال او جویا شدم. گفت: من از هند و شهری به نام کشمیر هستم و چهل مرد بودیم که در حضور پادشاه هند اقامت داشتیم. دور تختش نشستیم. همه ما تورات، انجیل و مزامیر را می خوانیم. هر وقت برای سلطان مشکلی پیش می آمد به ما مراجعه می کرد. روزی درباره محمد (ص) با ما صحبت کرد. گفتیم نام او در کتب مقدس ما آمده است. سپس همه پیشنهاد کردند که برای یافتن او و تحقیق درباره او به سفر بروم.

بنابراین من پس از بستن چمدان و بردن برخی وسایل با خود از هند بیرون آمدم. در بین راه گروهی از راهزنان ترک به من حمله کردند و آنچه را که داشتم غارت کردند. سپس به کابل آمدم و از آنجا به بلخ رفتم. حاکم بلخ در آن زمان «ابن ابی شور» بود. سفر و مقصدم را به او اطلاع دادم و فقها و علمای شهر را برای مناظره و گفتگو با من احضار کرد.

از علمای مجلس پرسیدم: محمد (ص) کیست؟ گفتند: او محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) است، پیامبر ما که از دنیا رفت. گفتم: از کدام قبیله است؟ گفتند: از قبیله قریش. پرسیدم: جانشین او کیست؟ گفتند: ابوبکر است. گفتم: آنچه در کتب آسمانی خود یافتیم درباره جانشینی و خلافت پسر عمویش و شوهر دخترش و پدر فرزندانش است. علمای مجلس که همگی اهل سنت بودند به استاندار گفتند: این مرد از شرک بیرون آمده و به کفر روی آورده است، دستور بده سرش را ببرند!

گفتم: من به دینی چنگ می زنم و بی دلیل از آن دست نمی کشم. در این هنگام والی حسین بن شکیب را صدا زد و به او گفت: ای حسین با این مرد مناظره کن! حسین گفت: علما و فقها دور مجلس نشسته اند، دستور بده تا با او مناظره کنند. حاکم گفت: با او مناظره کن که من به تو می گویم و در خلوت با او به لطف و مهربانی صحبت کن. غانم بن سعید گفت: من و حسین به مکانی خلوت رفتیم و از او پرسیدم: محمد کیست؟ فرمود: همان است که علما گفتند، جز اینکه جانشین او پسر عمویش علی بن ابی طالب علیه السلام است که شوهر دخترش فاطمه و پدر فرزندانش حسن و حسین است. گفتم شهادت می دهم که آفریدگاری جز خدا نیست و محمد فرستاده اوست. سپس نزد حاکم رفتم و اسلام آوردم و او مرا به حسین سپرد و او احکام دینی را به من آموخت.

به حسین گفتم: در کتابهایمان خوانده ایم که هیچ جانشینی از پیامبر نمی میرد مگر اینکه اولاً جانشین او تعیین شود. پس جانشین علی کیست؟ فرمود: فرزندش حسن را جانشين خود و حسين را جانشين خود و يك امام ناميد تا به امام حسن عسكرى (ع) رسيد. سپس فرمود: برای شناسایی جانشین او باید رفت و تحقیق کرد و اکنون در جستجوی این موضوع آمده ام.

زیارت امام زمان (عج) در بغداد

راوی خبر گوید: غانم بن سعید با ما به بغداد آمد. گفت: روزی به تنهایی از جاده ای می گذشتم و به مقصد می اندیشیدم، ناگاه دیدم شخصی نزد من آمد و گفت: دعوت سرورت را بپذیر! سپس مرا از مسیرهایی هدایت کرد تا به خانه و باغی رسیدیم. دیدم شوهرم نشسته. چون صلواتش به من رسید، به زبان هندی با من گفت و سلام کرد. معظم له مرا صدا زد و احوال چهل تن از دوستانم را که در مجلس پادشاه هند بودند جویا شد و یکی یکی نام آنها را نام برد. سپس فرمود: تو قصد داری که امسال با مردم قم به حج بروی، اما امسال به حج برو و به خراسان برگرد و سال دیگر حج بجا آوری. سپس کیسه ای پول به من داد و گفت: این را برای مخارج سفر خود استفاده کن و به خانه فلانی در بغداد برو و آنچه را دیدی به کسی نگو!

راوی داستان می گوید: در آن سال نتوانستم به مکه برسم و از خانه عقبه (واقع در سرزمین حجاز) بازگشتیم و غانم بن سعید نیز به خراسان رفت و سال بعد به قصد حج بازگشت. در آن سفر به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسید. دیگر به قم نیامد و بعد از حج به خراسان رفت و سپس درگذشت. خدا رحمتش کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *