آخرین مطالب

همکاران

سکو‌ها خالی، «درها بسته، سرها در گریبان»؛ پشت پرده هراس از حضور تماشاگران در استادیوم چیست؟

سکو‌ها خالی، «درها بسته، سرها در گریبان»؛ پشت پرده هراس از حضور تماشاگران در استادیوم چیست؟

تنها دو روز پس از اتفاقات 28 و 29 آذرماه، قرار بود مسابقات جام حذفی از سر گرفته شود اما در آن فضای ملتهب که اینترنت، تلفن و پیامک قطع شده بود، دستور برگزاری مسابقات بدون تماشاگر دریافت شد.

از آن روز تقریباً وضعیت ارتباطی به حالت عادی بازگشت، حتی مذاکرات ایران و آمریکا دوباره آغاز شد، اما ورزشگاه ها همچنان خالی است. گفته می شود ممکن است برخی از بازی ها در چند استان با حضور محدود برگزار شود، اما بازگشت هواداران در سراسر کشور هنوز قطعی نیست.

سکوهای خالی و واکنش سرد بازیکنان پس از به ثمر رساندن گل نشان می دهد اتفاقی افتاده که به این زودی ها فراموش نمی شود.

بازی ها تا کی بدون تماشاگر است؟

اگر برگزاری مسابقات بدون تماشاگر در روزهای پس از حوادث 27 و 29 آذرماه توجیه امنیتی داشت، حالا دیگر چنین توجیهی دیده نمی شود. جز این که بگویم عده ای که همیشه دوست داشتند بازی های فوتبال بدون تماشاگر باشد اجازه بازگشت هواداران را نمی دهند.

اظهارات قدیمی معاون وزیر ورزش در دولت قبل همچنان در یادها مانده است؛ او در آنجا گفت: «کرونا بهانه‌ای شد تا بازی‌ها بدون تماشاگر برگزار شود و مجبور نباشند زنان را وارد ورزشگاه کنند».

حالا در حالی که یک ماه از آن روزها می گذرد و حداقل در ظاهر، روال زندگی به شرایط قبل بازگشته و حتی مهم ترین تهدید امنیتی از نگاه تندروها یعنی اینترنت در دسترس همگان است، معلوم نیست چرا بازی های فوتبال همچنان بدون تماشاگر برگزار می شود.

طنز تلخ ماجرا این است که دولت تمام تلاش خود را می کند تا در جشنواره فجر مردم را به سینما و تماشای فیلم جذب کند اما همین مردم را از تماشای فوتبال باز داشته است. البته این تفاوت تجمع مردم در ورزشگاه با سایر اماکن همیشه برای منتقدان علامت سوال بوده است. چرا دست اندرکاران با حضور زنان در جشن های مذهبی خیابانی، جشن های سیاسی در استادیوم ها، کنسرت ها، سالن های سینما در کنار مردان مشکلی ندارند اما وقتی به فوتبال می رسند ناگهان نگران می شوند.

بازیکنان در مشکل هستند

سکوهای خالی ورزشگاه کافی است تا متوجه شویم شرایط کشور عادی نیست و عادی نبوده است. به محض شروع مسابقه، هر تماشاگر فوتبالی که تعداد زیادی است، صندلی ها را بدون تماشاگر و صدای مربیان و بازیکنان در ورزشگاه می بیند. این حس با دیدن عکس العمل بازیکنان بعد از زدن گل دو چندان می شود. تقریباً در طول سه هفته از نیم فصل دوم لیگ برتر، اکثر بازیکنان فوتبال پس از گلزنی جشنی نمی گیرند. دست هایشان را بالا می برند یا سرشان را تکان می دهند. علیرغم تلاش صدا و سیما برای عدم پخش این حرکات، در فضای مجازی نیز بازتاب زیادی پیدا کرده است. بازیکنان استقلال و شمس آذر این پنجشنبه در اوج هیجان و در لحظاتی که بازی به دراماتیک ترین شکل ممکن رو به جلو پیش می رفت، پس از به ثمر رساندن گل هیچ هیجان و شادی از خود نشان ندادند. همچنین بازیکنان فجر سپاسی پس از بازکردن دروازه تراکتورسازی؛ درست مثل برد مقابل پرسپولیس.

تصویر بازیکن جوان پرسپولیس که پس از گل اولش برای پرسپولیس، سرش را در لباس پوشانده و دستانش را بالا برده است، همچنان در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.

این اقدام فوتبالیست ها احتمالا به این دلیل است که کار دیگری نمی توانند انجام دهند. سروش رفیعی کاپیتان پرسپولیس بعد از بازی تیمش مقابل چادرملو این جمله را گفت: می خواستم بگویم فوتبال مثل زندگی است و همانطور که مردم جامعه حالشان خیلی خوب نیست و حالشان بد است، فوتبال بدون هوادار و فوتبالی که در ورزشگاه ها پخش می شود نه لذتی دارد و نه کیفیتی و ما مجبوریم بازی کنیم.

بازیکنان با این اقدامات می خواهند نشان دهند که از اتفاقات اطراف خود آگاه هستند.

فقط صداوسیما راضی است

نه بازیکنان و نه هواداران از این وضعیت راضی نیستند. تنها برنده این وضعیت رادیو و تلویزیون است. رسانه ای که حق انحصاری پخش فوتبال را دارد و بدون پرداخت سهمی به باشگاه ها، درآمد هزاران میلیاردی از تبلیغات دارد. به نظر می رسد این روزها بازیکنان فقط به خاطر پخش در زمین های خالی می دوند و همدیگر را می زنند.

هواداران را برگردانید

فدراسیون فوتبال بارها نشان داده که نمی تواند در مقابل تصمیمات غیرورزشی بایستد، اما بد نیست یادآوری کنیم که وظیفه دارند با مسئولان برای بازگشت هواداران به ورزشگاه مشورت کنند. نه فقط برای برخی بازی ها در برخی شهرها، بلکه در کل کشور. هفته سوم رقابت ها بعد از اتفاقات اخیر گذشت و هیچ بهانه ای برای خالی ماندن سکوها وجود ندارد.

مردم ممکن است وقتی درها باز می شود به استادیوم نیایند. همانطور که برخی از سالن های سینما خالی مانده است.

اما انتخاب باید با خود مردم باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *