علیرضا داودنژاد نوشت: «علی لاریجانی علی نیاز بود؛ هیچ مخاطبی مثل او برای ساخت این فیلم به من احترام نمی گذاشت.
یادم هست عصبانی بودم و وارد وزارت ارشاد شدم و مستقیم به دفتر وزیر رفتم و بدون وقت قبلی درخواست ملاقات کردم. منشی زنگ زد و بلافاصله در را باز کرد و وارد اتاق وزیر شدم. لاریجانی را دیدم که با آغوش باز به سمتم آمد و از این دیدار ابراز خوشحالی کرد و همدیگر را بوسیدیم و او صندلی را عقب کشید و به من کمک کرد کت را بیرون بیاورم و کت را برداشت و پشت صندلی انداخت و از من خواست که بنشینم و خودش هم پشت میز رفت و به تماشای فیلم نشست.
به جز کیارستمی و تقوایی، کسی را ندیده ام که به اندازه او از دیدن فیلم لذت برده باشد. پس از شنیدن شکایت من از رفتار برخی نهادها، تلفن را برداشت و با مسئولان اصلی آنها تماس گرفت و با لحنی ملامت آمیز صحبت کرد. باورم نمی شد و خنده ام می گرفت و حتی خنده ام می گرفت که از او خواستم سلام مرا به آنها برساند و او این کار را کرد…
وقتی دیدم او در تلویزیون نشسته و به ترامپ می گوید یقه ات را رها نمی کنیم، یاد علی از فیلم نیاز افتادم که گردن حریف قلدرش را گرفته بود و می گفت: همه تا آخر می ایستند! همان حریفی که در پایان فیلم با تحسین و احترام از او یاد می کند: «علی مرده… مرده»؛ «علی مرده است… مرده است». او سنت جوانمردی و جوانمردی را به جا آورد… علی لاریجانی برای من به عنوان علی فیلم لازم بود. روحش شاد. “