این استقبال گسترده بی ارتباط با جایگاه ویژه تهرانی در سینمای ایران نیست. موضعی که در اواسط دهه هفتاد شکل گرفت و تا امروز ادامه دارد.
تهرانی با بازی در فیلم هایی چون شورا، سلطان، آبی، کاغذ بی خط و دست های آلوده تصویری متفاوت از زنان ایرانی به تصویر کشید. زنی قدرتمند، مستقل و در عین حال جذاب. پیش از آن کمتر با چنین ترکیبی در سینمای ایران مواجه می شدیم. او تصویری ارائه کرد که در آن زیبایی و قدرت در تقابل با یکدیگر نبودند، بلکه در کنار هم معنا پیدا کردند. این ویژگی چهره ای جدید و متمایز در ذهن مخاطب ایجاد کرد. شخصیتی که صرفاً بر جذابیت ظاهری تکیه نکرده و در قالب کلیشه های رایج زنانه تعریف نشده است.
در سال های اخیر همین تصویر متفاوت را در کنش های اجتماعی او می توان دید. او کمتر به انتشار مطلب و پست برای بیان دیدگاه خود متوسل می شود و بیشتر با حضور مستقیم در موقعیت های حساس اجتماعی واکنش نشان می دهد. حضوری که بی واسطه و در متن داستان است.
این نوع حضور است که او را از دیگران متمایز می کند. به همین دلیل فیلم منتشر شده از مراسم گرگان نیز با استقبال خوبی مواجه شد. البته هستند منتقدانی که حضور سلبریتی ها در چنین مواقعی را اساسا زیر سوال می برند و معتقدند چهره های سرشناس لزوما دانش و تحلیل کافی ندارند و ممکن است ناخواسته به التهابات اجتماعی دامن بزنند. از سوی دیگر گروه قابل توجهی این حضور را نشانه مسئولیت اجتماعی می دانند.
در نهایت، چه حامیان و چه منتقدان، کمتر کسی می تواند انکار کند که هدیه تهرانی همچنان «مثل خودش» است. چه در سینما و چه در عرصه اجتماعی با همان تصویری که سال ها پیش به مخاطب ارائه کرد: متفاوت، مستقل و بدون نیاز به هیاهو.