فیلم «بهروزی یک زن» داستان بحران ناخواسته یک زن در جستجوی خودش را روایت میکند. فیلمی است که با لمسی ظریف به بحرانهای روانی پنهان در روابط زناشویی میپردازد و سعی میکند پرسشهای اساسی درباره هویت، اعتماد و گفتوگوی زن و مرد را از یک تجربه شخصی مطرح کند. نویسنده و کارگردان اثر «مهدی برزکی» است که اولین تجربه بلند سینمایی او در بخش داستانی محسوب میشود.
کارگردانی برزکی در این فیلم منحصر به فرد و حساب شده است و برخلاف آثار پرحادثه و پرحادثه که از نظر مضمون تقریباً شبیه هم هستند، به سمت فضاسازی درونی، دیالوگ های بی کلام و بحران های روانی و زنانگی غیرکلامی سوق داده شده است.
در مرکز فیلمنامه شخصیت سارا قرار دارد. زنی شهوانی که توسط «مهتاب ثروت» به طرز درخشانی به تصویر کشیده شده است.
سارا یک دامپزشک تحصیلکرده، زنی تحصیلکرده با آشفتگی درونی و آرامش ظاهری است. او در زندگی مشترک با همسرش ابراهیم با بازی «علی مرادی» با مشکلی مواجه میشود که نه تنها به سطح تعاملات عاطفی آنها لطمه میزند، بلکه به عمق روانی او تا ریشههای گذشتهاش میکاود. در ظاهر، مشکل سارا ناتوانی در داشتن یک رابطه خصوصی است، اما فیلم به درستی از جنبه فیزیکی فراتر می رود و آن را به نمادی از پوچی روابط درونی و آسیب های نادیده گرفته شده تبدیل می کند. سارا نه تنها با آبراهام مبارزه می کند، بلکه با بخشی از خود که قبلاً توسط هنجارهای اجتماعی، نقص یا شرم سرکوب شده بود، روبرو می شود. سوال “یک زن چه می خواهد و چه چیزی را از دست داده است؟” در عمق روایت، مدام تکرار میشود: او میخواهد اعتماد از دست رفته را بازسازی کند، گفتوگوی باز و صمیمانه را بسازد و راهی برای بازگرداندن ارزش به رابطهاش بیابد. فیلمنامه به جای ارائه یک راه حل ساده یا یک پیام اخلاقی مستقیم، ابتدا بحران های داخلی سارا را به وضوح بررسی می کند.
به گونه ای که مخاطب به جای قضاوت درگیر تحلیل روند درونی شخصیت می شود. این روند به خصوص در سکانس هایی که سارا با خود خلوت می کند یا سعی می کند در مقابل نمایش ظالمانه انتظارات اجتماعی بایستد، با ظرافت اجرا و بازی دقیق «مهتاب ثروت» همراه است.
در نقطه مقابل، ابراهیم قرار دارد. مردی که ظاهرش با قدرت منطق و ثبات همراه است اما در مواجهه با بحران همسرش گاهی دچار بی اعتمادی، سردرگمی و ناتوانی ذهنی می شود. حضور او در فیلم بازنمایی ساختارهای اجتماعی و انتظارات فرهنگی است که اغلب از درک فضای پیچیده روانی یک زن ناتوان است.
این فیلم تلاشی چشمگیر برای ورود به یکی از حساس ترین و کم دستمزدترین عرصه های سینمای ایران است. بحرانهای روانی در بطن زندگی زناشویی، نه از منظر خیانت و خیانت یا حتی فروپاشی بیرونی، که از تجربه درونی یک زن – «مهدی برزکی» بهعنوان نویسنده و کارگردان آگاهانه به سراغ موضوعی میرود که از نظر اجتماعی تابو است یا حداقل نمایش چنین مضامینی در روزهای دور، به هر حال که تابوها و ممیزیها به طور سنتی قابل تامل بود. برای ایفای نقش، فرصت را به سادگی از دست می دهد، علیرغم اینکه در طول روایت و با ورود دو زن در دو نقش متفاوت که به هر دو شخصیت اصلی فیلمنامه مربوط می شود، یک بازی موضوعی احساسی شکل نمی گیرد و معلوم نیست چرا نویسنده در این بخش از این عناصر غافل می شود یا از آن می گذرد!
در واقع فیلمنامه بذر تعلیق و امکان غافلگیری را می کارد. سرنخهایی که میتوانست منجر به پیچش دراماتیک یا پایانی قویتر در پایان شود، اما در نهایت به جای استفاده از ظرفیتهای روایت برای شوک یا افشاگری نهایی، به یک مسیر مطمئن و قابل پیشبینی رضایت میدهد. اگرچه این انتخاب با لحن درمان محور فیلم همخوانی دارد، اما می توانست با تکیه بر شگفتی های روانی اثر ماندگارتری در ذهن مخاطب بگذارد.
این فیلمی است که ارزش آن بیش از هر چیز در جسارت مضمون و نگاه انسانی آن به بحران های زناشویی و مشکلات جنسی نهفته است. فیلم به جای ارائه قضاوت، مخاطب را به دیدن و درک رنجی دعوت می کند که نادیده گرفته می شود، اما مسیری مهم و قابل تقدیر را در سینما طی می کند، «وضعیت خوب یک زن» یادآور می شود که برای درک شرایط خوب، بیش از هر چیز نیاز به جسارت رویارویی با آنچه سال ها پنهان مانده است. دانش جسم و روان برای انسان بیش از هر دانش دیگری ضروری است.