5883784

جهان برای ‌هاتف‌ها مبهم است/ آیا نخبه‌ها در عمل حمایت می‌شوند؟

به گزارش خبر فوری، «دنیای مبهم هاتف» به کارگردانی مجید رستگر، نویسندگی امید محمدزاده، عمادالدین ولی زاده و سینا رزاقی و تهیه کنندگی امیر مهریزدان و علی شیرمحمدی در آخرین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

فیلمی که زندگینامه نخبگان علمی جامعه بود و علیرغم بیان برخی دغدغه های آنان، می توانست بیشتر به واقعیت های جامعه بپردازد.

شخصیت پردازی متعادل در اولین فیلم کارگردان

رستگار جدای از برنامه ریزی بخش مهمی از داستان، اما نه همه آن، در اولین فیلمش توانست شخصیتی متعادل و باورپذیر داشته باشد. شخصیت‌ها داستان نزدیک به سه دهه جابه‌جایی زمانی را روایت می‌کنند، اما می‌توانند در تمام این بازه‌های زمانی نقش‌هایی را در قالب مناسب ایفا کنند.

از گریم و طراحی بازیگران تا طراحی دکور، دنیای حوطاف مبهم نیست و به خوبی قابل باور و ملموس است.

ایجاد تعادل بین نقش های زن و مرد و چهره های مثبت و منفی فیلم به گونه ای که وزن از این طرف و آن طرف سنگین نباشد نیز برای رستگار قابل توجه است و دقت او و نویسندگان فیلم را نشان می دهد.

داستانی شبیه به فیلم Guess یا الگوی تکراری در فیلم ها

اما داستان اصلی در ماجرای انفجار در نیروگاه به حاشیه می رود. گرچه موضوع اصلی کارگردان نخبه طلبی برای کسب موقعیت مطلوب شغلی و علمی است، اما صحنه های انفجار نیروگاه و ماجراهای پشت صحنه قطعات معیوب، تماشاگران جشنواره فیلم را به یاد صحنه های مشابه فیلم Gees می اندازد که انفجاری در پتروشیمی بود.

اینکه امروزه چنین صحنه ای به عنوان یکی از اصلی ترین فرصت های انتقال پیام بصری مدیران به شمار می رود، شاید تکرار سلیقه و دوری کارگردانان از خلاقیت در موضوع باشد.

فقط این دو فیلم طرح مشترکی از مشکل ندارند. بیشتر تصاویر در بیشتر فیلم ها انفجار هستند. حال ممکن است این انفجار بر اثر بمب یا موشک یا آتش دشمن و یا انفجار تاسیسات کلیدی داخل شهرها رخ داده باشد. به نظر می رسد اگر انفجار نباشد کارگردان نمی تواند در فیلم هیجان ایجاد کند.

همین حال و هوای مکرر باعث سکسکه در فیلم Redeemer شده و داستان تنش های این دو نخبه را به حاشیه می کشد تا به جایگاه واقعی خود برسند.

از طرفی حامیان این فیلم باعث رشد و شکوفایی استعدادهای نخبه می شوند که به نظر می رسد با واقعیت همخوانی ندارد. سیل مهاجرت نخبگان علمی به دلیل بی تفاوتی نشان می دهد که آنها اغلب به جای جستجوی فرصت های شغلی در داخل کشور، به دنبال فرصت های فرامرزی هستند.

دست کم گرفتن موسیقی متن برای مخاطبان اصلی آن

مخاطب اصلی رستگار احتمالا دانشجویان هستند. انجمن علمی سیاستگذاران و قانونگذاران علمی. مخاطب اصلی رستگار در این فیلم که با خانواده قابل تماشا است، مردم عادی نیستند. اما تنظیم کلی فیلم چقدر برای مخاطب اصلی مناسب است؟ آیا موسیقی فیلم حرف خاصی برای گفتن دارد؟ میزانسن؟ تالیف؟ مکان های انتخاب شده برای فیلمبرداری؟ آیا دانشجو می تواند این فیلم را ببیند و با آن همذات پنداری کند؟

به نظر می رسد رستگار در کارهای بعدی خود باید بازخورد جامعه را در نظر بگیرد. او باید بتواند رگه هایی از ناگفته های مخاطب اصلی خود را از طریق زبان تصویر و صدا یا کنش بازیگران فیلم درج کند. فقط روایت نکنید و به فیلم‌هایتان جلوه‌ای سابلیمینال اضافه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *