یک وکیل پایه یک دادگستری گفت: نمی دانم وکیل پژمان جمشیدی حکم را دیده یا از مفهوم آن اطلاع داشته یا نه؟ زیرا در صورت اطلاع وکیل از تصمیم، این می تواند مصداق افشای اسرار تجاری باشد که خود تخلف محسوب می شود. لازم به ذکر است پژمان جمشیدی وکیل دادگستری در اظهارات اخیر خود طوری صحبت کرده که گویی به رای صادره در این پرونده دسترسی دارد و مراجعه وی به تجدیدنظرخواهی این شبهه را تقویت می کند.
از آن روز تا کنون خبرهای دیگری از پژمان جمشیدی، بازیکن سابق فوتبال و بازیگر سینما و تلویزیون منتشر شده است که هر کدام حواشی بسیاری را به همراه داشته است; از سفر این بازیگر به ترکیه و سپس کانادا تا بازگشت وی به کشور و همچنین انتشار نام و تصاویر شاکی پرونده توسط خواهر متهم که در تلاش برای تبرئه زودهنگام برادرش بود.
کامبیز برجاس وکیل پژمان جمشیدی از پایان تحقیقات در خصوص آخرین وضعیت پرونده موکلش در روزهای اخیر خبر داد و گفت: تحقیقات عملا به پایان رسیده و منتظر تعیین وقت هستیم و اقدام خاصی انجام نشده است.
وکیل دادگستری پژمان جمشیدی نیز تاکید کرد: هر حکمی که در هر مرحله در دادگاه کیفری یک صادر شود غیرقابل قطعیت و غیرقابل تجدیدنظر بوده و پس از تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور قطعی می شود.
پژمان جمشیدی وکیل دادگستری در اظهارات اخیر خود طوری صحبت کرده که گویی به رای صادره در این پرونده دسترسی دارد و مراجعه وی به تجدیدنظرخواهی این شبهه را تقویت می کند.
حمیدرضا آقابابایان، دکتری. در حقوق عمومی و یک وکیل پایه یک دادگستری درباره نوع ادبیات وکیل پژمان جمشیدی در اظهارات اخیر خود می گوید: بحث این است که اگر وکیل پژمان جمشیدی معتقد است تجدیدنظرخواهی می کنیم معنای حرف او این است که رای دادگاه علیه موکلش صادر شده است. زیرا فردی که رای او به نفع او باشد تجدید نظر نمی کند.
آقا بابائیان می گوید: در ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفری آمده است که برخی از جرایم قابل تجدیدنظرخواهی هستند و این جرایم به پنج دسته تقسیم می شوند. جرائمی که منجر به مجازات اعدام (اعدام)، جرائمی که منجر به حبس ابد می شود، جرائمی که منجر به قطع عضو یا قطع عضو می شود، جرائمی که منجر به قصاص نفس می شود و جرایمی که منجر به مجازات شدید می شود که از مصادیق آن زنا و زنا می باشد.
این وکیل پایه یک دادگستری می گوید: تحقیقات مقدماتی طبق نص صریح قانون و به استناد ماده 91 قانون آیین دادرسی کیفری به صورت محرمانه انجام می شود. یعنی بر اساس ماده 26 نمی توانید و نباید تصویر و مشخصات طرفین دعوی یا متهم را در مرحله تحقیقات مقدماتی به ویژه در جرایم منافی عفت موضوع ماده 100 قانون آیین دادرسی کیفری منتشر کنید. در حالی که خواهر پژمان جمشیدی تصویر شاکی را منتشر کرد.
آقا بابائیان می فرمایند: من معتقدم گاهی بین «حق گفتن» و «حق گفتن» فرق است. در پرونده هایی که مربوط به چهره های مشهور، سلبریتی ها یا پرونده های چهره محور است، نظر وکیل تنها یک حق یا نادرست قانونی نیست، بلکه باعث ایجاد تفسیر و القای خاصی در افکار عمومی می شود.
وی می گوید: اگر وکیل پژمان جمشیدی این سخنان را رسانه ای کرده، این سوال پیش می آید که آیا قصد فشار به محاکم قضایی و قضات را داشته یا برای جلب عواطف و احساسات عمومی می خواهد برای موکل خود نوعی ظالم ایجاد کند؟ عجیب به نظر می رسد که وکیل پژمان جمشیدی می گوید رأی صادره قابل تجدیدنظرخواهی است.
این وکیل پایه یک دادگستری می گوید: وکیل دارای مسئولیت اجتماعی است، به ویژه در مواردی که موضوع گسترده باشد، این مسئولیت از حساسیت بیشتری برخوردار است. در ادبیات حقوق حرفه ای مفهومی به نام «اعتماد عمومی به عدالت» وجود دارد; وقتی ما به عنوان حقوقدان از کلمات و جملاتی استفاده می کنیم که بار روانی منفی دارد و باعث تشویش اذهان عمومی می شود، در واقع لحن دفاعی به خود می گیریم و چیزی را القا می کنیم که می تواند منجر به تضعیف عدالت شود. این موضوع در صورتی که ثابت شود وکیل پژمان جمشیدی قبل از صدور حکم رسمی از چنین ادبیاتی استفاده کرده است حتی از نظر حقوقی نیز قابل پیگیری است.
آقا بابائیان می افزاید: نمی دانم وکیل پژمان جمشیدی حکم را دیده یا از مضمون آن مطلع بوده است یا خیر. زیرا در صورت اطلاع وکیل از تصمیم، این می تواند مصداق افشای اسرار تجاری باشد که خود تخلف محسوب می شود. تا زمانی که رای دادگاه صادر، مکتوب، ابلاغ و منتشر نشده باشد، چنانچه وکیل نسبت به محتویات آن اعم از محکومیت یا برائت اظهار نظر کند، مجازات و تخلف جدی برای وی وجود دارد.
وی می گوید: گاهی مذاکرات یا سخنانی در داخل دادگاه منتشر می شود که به آن شکایت یا دفاعیه می گویند; اما اگر این مطالب به صورت گزینشی، استقرایی، جهت دار یا تفسیری منتشر شود، می تواند مصداق تشویش اذهان عمومی، افترا و نشر اکاذیب باشد. زیرا انتشار شرح صورت جلسه دادگاه یا تصمیم مقام قضایی قبل از انشاء، انتشار و ابلاغ رسمی جرم محسوب می شود و هیچ وکیلی حق انتشار آن را ندارد.
این وکیل مدافع پژمان جمشیدی در پاسخ به اظهارات وکیل پژمان جمشیدی مبنی بر عدم ممنوعیت موکلش می گوید: دقیقاً نمی دانم پژمان جمشیدی ممنوع الخروج است یا خیر; چون نه به رای دسترسی دارم و نه وکیل او هستم، اما بازپرس طبق ماده 247 قانون آیین دادرسی کیفری می تواند با توجه به جرم ارتکابی علاوه بر صدور قرار تأمین، قرار نظارتی مانند منع از انجام فعالیت های مرتبط با جرم را صادر کند. یعنی می تواند متهم را از فعالیت هنری، بازی در فیلم، حضور در رسانه ها، رادیو و شبکه های داخلی منع کند. نمی دانم چنین قراری صادر شده است یا خیر.
آقا بابائیان ادامه می دهد: اگر به تبلیغات سطح شهر دقت کنید، می بینید که تبلیغات گسترده ای که با تصاویر پژمان جمشیدی برای اجناس یک فروشگاه وجود داشت، اکنون به طور کامل از سطح شهر جمع آوری شده است. همچنین به نظر می رسد فیلم های با نقش آفرینی این بازیگر در اکران سینما حتی اگر در حال اکران بودند از اکران حذف شده باشند. به نظر من اگر پژمان جمشیدی محروم نمی شد این اتفاقات نمی افتاد. این وضعیت یا ناشی از صدور دستور نظارتی در چارچوب اصل 247 است یا نتیجه فشار افکار عمومی و فضای رسانه ای و هنری برای جلوگیری از بدبینی های احتمالی جامعه.
وی می گوید: ای کاش وکلایی که پرونده افراد مشهور را به عهده می گیرند قبل از صدور رای نهایی دادگاه از بیان هر جمله و هر کلمه ای خودداری کنند. زیرا این سخنان می تواند مانند یک تیغ دولبه باشد که گاهی به نفع و گاهی به ضرر متهم عمل می کند. از منظر مسئولیت حرفه ای و اجتماعی، سخنان و بیان این وکلا بار حقوقی، کیفری و انتظامی سنگینی دارد و هر کدام قابل مناقشه است.
این وکیل پایه یک دادگستری می گوید: شاید من و شما و وکیل پژمان جمشیدی به عنوان فعال رسانه ای یا حقوقی تفاوت احکام قابل تجدیدنظر و غیر قابل تجدیدنظر را بدانیم اما افکار عمومی چنین نظری ندارد. ذهنیت عمومی این است که وکیل و متهم در پرونده نفوذ کرده اند. چون فرجام و مراحل قضایی و حقوقی را نمی شناسند و این خود وکیل است که با حرف هایش چنین القایی ایجاد می کند. اگر بعداً خلاف این تصورات ثابت شود، می تواند مصداق تشویش اذهان عمومی، افترا و نشر اکاذیب و از همه مهمتر نقض غرض عدالت باشد.
آقا بابائیان در پایان می گوید: شاید بهتر است در پرونده های اتهامی حساسی مانند پرونده پژمان جمشیدی با احتیاط بیشتری در رسانه ها برخورد کرد و از ارائه توضیحات غیرضروری و استفاده از عباراتی که می تواند مصداق تمسخر، تهمت دادگاه و یا پیشگویی باشد، به طور جدی خودداری شود.