در سال هایی که آموزش تاریخ با روش های خشک و تکراری همراه بوده است، روز به روز فاصله نسل جوان با گذشتگان این سرزمین بیشتر شده است. در مدرسه، تاریخ اغلب یک موضوع ساده است. یک سری سال ها، اسم ها و اتفاقاتی که باید برای امتحان حفظ می کردیم و معلوم نبود بعد از اینکه سیل کلمات روی برگه امتحان سرازیر شد تا فلانی را نام ببریم و بگوییم «کی بود و چه کرد»، بعداً یاد این اطلاعات بیفتیم.
البته این دوری از تاریخ محدود به کلاس درس نیست. کافی است نگاهی به رفتار اکثر مردم در اماکن و موزه های تاریخی بیندازیم. وقتی راهنمای توریستی توضیح میدهد، کمتر توجه میکنند، مگر اینکه درباره موضوعاتی مانند تعداد همسران فلان پادشاه یا نوع ظروف غذاخوری فلان ولیعهد برای برانگیختن علاقه و شروع سؤالات بیشتر صحبت کنند. در واقع این گونه نیست که مردم بی علاقه باشند، بلکه نحوه روایت و ارائه تاریخ به گونه ای است که ارتباط درستی برقرار نمی شود; موضوعی که با اجرای اخیر سینا سای در «کارناوال» تایید می شود.
این خواننده از ابتدای شرکت در مسابقه، مسیر خود را بر اساس تلفیق رپ و روایت تاریخ و پرداختن به شخصیت امیرکبیر بنا کرد; اجرایی که تنها متکی به حفظ نبود و با شیوه ارائه نوین نیازمند مشارکت فعال مخاطبان نیز بود.
نوجوانانی که معمولا هنگام شنیدن توضیحات تاریخی حوصله شان سر می رود، در این اجرا در کنار او ایستادند، ریتم را گرفتند، کلمات را تکرار کردند و در حین اجرای رپ با داستان امیرکبیر درگیر شدند. این مدل مواجهه با تاریخ، اگرچه ساده به نظر می رسد، اما نشانه تغییر مهمی است. وقتی تاریخ از حالت کلاس خارج می شود و وارد زبان و ریتم نسل جدید می شود، دیگر نه آموزش اجباری است و نه درس شب امتحان.
کاش حقیقت را اینگونه حفظ می کردید
در این مطلب قصد نداریم رپ خوانی سینا سای را تایید یا نقد کنیم. ما نه بی قید و شرط تحسین می کنیم و نه با نگرش سخت گیرانه به اجرا نگاه می کنیم، زیرا هدف چیز دیگری است. مسئله اصلی این است که نسل جوان راه های جدیدی برای ارائه موضوعات مختلف می خواهد. روش هایی که با زبان او هماهنگ است و او را به هیجان می آورد نه اینکه او را به شنونده ای منفعل تبدیل کند. حتما خیلی از ما وقتی با خواننده محبوبمان زمزمه می کردیم که «کاش حقیقت را اینطور حفظ می کردی» از پدر و مادرمان شنیده ایم و این جمله دقیقاً ریشه مشکلی است که اجرای ساعی توانست به آن اشاره کند. بچهها بیعلاقه نیستند، فقط زبان چیزهایی که باید یاد بگیرند با دنیایشان نمیآید. نسل امروز در دنیایی زندگی می کند که همه چیز با ریتم، تصویر، مشارکت و سرعت بالا تعریف می شود. طبیعی است که لحن سخنرانیمانند کلاسها یا گردشهای تاریخی او را جذب نمیکند و عموماً با امیرانی که سعید نیکپور یا ناصر ملکمتیعی در رسانهها خلق کردهاند، ارتباط برقرار نمیکند. اما اگر همین محتوا در قالبی نزدیک به سلیقه او ارائه شود، اتفاقا برایش جذاب است. همان نوجوانی که با بی حوصلگی به توضیحات یک راهنما گوش می دهد یا هنگام تماشای سریال تاریخی سریع کانال را عوض می کند، به رپ تاریخی واکنش نشان می دهد و حتی برخی از آن را خودش حفظ می کند.
وقتی موسیقی رپ ناجی تاریخ می شود
موسیقی رپ که در دهه 80 و اوایل دهه 90 با محتوا و مستندهای مختلفی دنبال می شد تا نسل جوان به آن نرسد، نشان داده است که هم از نظر ریتم و هم از نظر ساختار ظرفیت قابل توجهی برای انتقال مفاهیم، گفتگو با نسل جدید و بیان تجربیات دارد. اجرای سای با تمام نکاتی که از زاویه فنی به آن اشاره می کند، نشان داد که وقتی قالب درستی انتخاب شود، حتی مفهومی مانند تاریخ که معمولاً با آن بیگانه است، می تواند برای نوجوانان جذاب و قابل لمس شود.
نکته مهم دیگر همراهی سروین باجیان به عنوان خواننده زن با چند گروه کر در اجرای پایانی بود. موضوعی که توانسته محدودیت ها را پشت سر بگذارد و با تکمیل اجرا مورد توجه قرار گیرد.
هنر راه خودش را پیدا می کند
تجربه فینال «کارناوال» رامبد جوان و نحوه استفاده از موسیقی که همچنان با محدودیت هایی مواجه است، نشان داد که هنر راه خودش را پیدا می کند. تجربیات مشابه در گذشته، از VHS گرفته تا دیش های ماهواره ای، نشان می دهد که این روش ها جواب نمی دهند. نتیجه فقط عقب ماندن از جریان واقعی فرهنگ و هنر است. این روش ها باعث حفظ جامعه و فضای هنری نمی شود. آنها فقط سهم ما را از ظرفیت فرهنگی کم می کنند و امکان رشد طبیعی ذوق و تجربه هنری را از بین می برند. با این روش فقط زمان از دست می رود. جامعه در ابعاد کلی خود بعدها به چیزی می رسد که از ابتدا می توانست بداند.
صبر کنید، این پایان کار نیست
عملکرد سای پیام روشنی داشت. اگر روایت تاریخی از زبان نسل جدید گفته شود، مورد استقبال آنها قرار می گیرد و فراگیرتر می شود. با این حال، مهم است که این رویداد و عملکرد را اغراق نکنید یا بیش از حد احساس نکنید. این اجرا نه پایان راه است و نه تضمینی برای آینده، بلکه نشانه آمادگی جامعه و مخاطب برای تجربه های جدید است و در صورت مدیریت این فرصت ها می توان مسیر تولید فرهنگی را متنوع و حرفه ای کرد.
این حادثه از نظر رسانه ای قابل توجه است. فرمت مسابقه “کارناوال” امکان مشارکت مستقیم و بازخورد را فراهم می کند. رقابت، رای مردم و اجراهای زنده، اجراها را برای مخاطبان بیشتر معنادارتر می کند. این مدل برنامه سازی که البته خود رامبد جوان جوان آن را در قالبی کوچکتر در برنامه های استندآپ کمدی یا مثلا احسان علیخانی در برنامه عصر جدید تجربه کرده است، البته با تیم داوری اگر درست هدایت شود می تواند به بروز استعدادها و ایجاد گرایش های جدید در عرصه هنر کمک کند.
الگویی که ممکن است همیشه کارساز نباشد
در کنار همه این نکات، نباید فراموش کرد که موفقیت چنین تجربیاتی بیش از هر چیز به کیفیت کار بستگی دارد. رپ به خودی خود راه حل نیست و اجرای تاریخی به تنهایی کافی نیست. ترکیب این عناصر زمانی جواب می دهد که پشت آن تحقیق، روایت صحیح، زبان مناسب و اجرای حرفه ای باشد. سینا ساعی توانست نظرها را به خود جلب کند زیرا برای هر مرحله ایده داشت، روایتش منسجم بود و توانست توجه و همراهی نوجوانان و جوانان را به خود جلب کند. اگر این الگو بدون دقت و کیفیت تکرار شود، نه تنها موثر نخواهد بود، بلکه باعث دلزدگی نیز می شود.
با این وجود، روشن است که نسل جوان به زبان جدید نیاز دارد. اگر تاریخ، فرهنگ و هویت به شیوه سنتی آموزش داده شود و روایت شود، تنها بخش کوچکی از مخاطبان را به خود جذب می کند. اما وقتی مفاهیم یکسان در ساختارهای مختلف و مشارکتی قرار می گیرند، می توانند جریان ساز باشند. این اجرا نشان داد که رپ یک ظرفیت مهم برای آموزش و فرهنگ عمومی است. ظرفیتی که در صورت نادیده گرفتن آن، فاصله تولید محتوای رسمی با نیاز مخاطب جوان بیشتر می شود.
علائم را جدی بگیرید
بازخورد بازی سینا سای در «کارناوال» برای هر کسی که به طور جدی روندهای فرهنگی را دنبال می کند، نشانه روشنی است. نشانه این است که ذائقه نسل جوان تغییر کرده و خواهان شیوه های جدید بیان، آموزش و ارتباط است. راه هایی که اگر جدی گرفته نشود، تنها شکاف بین تولیدکنندگان محتوا و مخاطبان را بیشتر می کند. راه پیش رو آسان نیست، آن هم در شرایطی که هر محتوایی بدون سانسور و سلیقه در قالب یوتیوب و اینستاگرام ارائه می شود. اما اگر سیاستگذاران، هنرمندان، برنامهسازان و نهادهای فرهنگی به این نشانهها توجه کنند، میتوان به شکلگیری روندهای جدیدتری در تولید محتوای هنری امیدوار بود. روندهایی که ظرفیت های نادیده گرفته شده را فعال می کند.