آخرین مطالب

همکاران

بحران استراتژیک عمیق در صنعت خودروسازی کشور که از توانایی چین یا تجربیات غربی استفاده می کند؟

بحران عمیق استراتژیک در صنعت خودرو کشور| الگو برداری از توانمندی چین یا تجارب غرب؟

علی میرزی سیسن ؛ بازار: در حالی که دنیای صنعتی شفافیت و برنامه ریزی را پشت سر می گذارد ، ما هنوز در شک و غیرانسانی هستیم. هنوز مشخص نیست که ما برای آینده صنعت خودروسازی کشور چه می خواهیم. آیا ما باید به سمت خدمات مرکزی و صنعت مرکزی حرکت کنیم ، یا مانند چین ، تولید را به عنوان تمرکز اصلی پیشرفت انتخاب کنیم؟

این سردرگمی محدود به انتخاب مدل توسعه نیست. حتی در خصوصی سازی خودروسازان ، ما دقیقاً نمی دانیم که به دنبال چه چیزی هستیم و هدف نهایی چیست. همچنین هیچ استراتژی روشنی در مسئله برق حمل و نقل وجود ندارد. این برنامه ها غالباً شعارها هستند و به جای سیاست علمی و آینده نگر ، تصمیمات متقابل و سطحی اتخاذ می شود.

با این حال ، چین ، بزرگترین شریک تجاری ما ، به ویژه در زمینه خودرو ، یک الگوی زنده از قدرت صنعتی و استراتژی بلند مدت است. اما متأسفانه ، ما قدرت و منطق پیشرفت چین را به درستی درک نکرده ایم. ریشه این شکست را باید در سطحی بودن و عدم استراتژی کلان ملی جستجو کرد.

برای درک عظمت صنعت چین ، باید ریشه های قدرت ، مقیاس و جاه طلبی آن در نظر گرفته شود. رهبران چین هرگز تمایلی به تکرار مسیر غربی ، انتقال از صنعتی شدن به صنعتی شدن و مصرف گرایی افراطی ندارند. اگرچه بخش خدمات در چین به طرز چشمگیری رشد کرده است ، اما سیاست کلان اقتصادی آن همیشه مبتنی بر افزایش تولید و پتانسیل های صنعتی بوده است ، حتی اگر هزینه های داخلی و بین المللی را نیز داشته باشد. تسلط بر تولید جهانی ستون اصلی سیاست اقتصادی چین است. سیاستی که فناوری را در ازای دسترسی به بازار ، پشتیبانی دولت ، سرمایه گذاری در تحقیق و صادرات و الزامات صادرات منتقل کرده است ، صنعت خودرو را از مونتاژ ساده به قدرت جهانی تبدیل کرده است.

در مقابل ، ما نه تنها از این تجربیات بهره مند می شویم بلکه حتی درک خوبی از منطق موفقیت چین نداریم. فقدان برنامه ریزی استراتژیک ، تصمیمات مقطعی و فقدان نگاه آینده نگر ، منجر به صنایع کشور ، به ویژه خودرو ، تا روز و مبارزات می شود. اگر می خواهیم در عرصه جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم ، باید از سطحی بودن دور شویم ، موفقیت چین را تجزیه و تحلیل کنیم و با تدوین استراتژی های بومی ، مسیر توسعه صنعتی را با شجاعت و عقلانیت تعریف کنیم.

چین سیاست صنعتی خود را با سند “ساخته چین” انجام داد و به دنبال تبدیل شدن به یک پیشگام جهانی در فناوری های پیشرفته از یک مرکز تولید مقرون به صرفه بود.

چین: از خودکشی گرفته تا هژمونی صنعتی

جاه طلبی های چین از خودکشی در صنایع کلیدی به برتری تولید در کلیه مناطق صنعتی گسترش یافته است. یک دهه پیش ، اهداف چین محدود به رهبری در ده صنایع استراتژیک بود. اما امروز می خواهد در همه صنایع و زنجیرهای ارزشمند مانند اپل قدرت مطلق باشد. چین سیاست صنعتی خود را با یک جهش جدید با سند ساخته شده چین انجام داد و به دنبال تبدیل شدن به یک پیشگام جهانی در فناوری های پیشرفته از یک مرکز تولید مقرون به صرفه بود. اکنون ، پس از گذشت یک دهه از تمرکز روی ده بخش استراتژیک ، شرکت های چینی پیشگام فناوری رقابتی بین المللی در زیرساخت های راه آهن ، تجهیزات تولید خودرو و برق شده اند. سیاست های حمایتی و آینده چین طی دو دهه گذشته منجر به فناوری و نوآوری منحصر به فرد شده و وابستگی واردات را بسیار کاهش داده است. طبق مطالعات شرکت مشاوره Merics ، تعداد محصولات کلیدی که عمدتا از ایالات متحده وارد چین شده و اتحادیه اروپا از 2 به 2 در سال کاهش یافته است. در حقیقت ، اگرچه هدف اصلی “ساخت چین” دستیابی به رهبری فناوری بود ، اما حذف تنگناهای چین در زنجیره ارزش جهانی نیز به عنوان یک مزیت جانبی ظاهر شد. در عوض ، تا سال 2 ، ایالات متحده و اتحادیه اروپا در سه دسته از محصول به چین وابسته بودند که در مقایسه با آغاز هزاره سه برابر شده است.

با افزایش فشارهای ژئوپلیتیکی شرق و غرب ، اهداف “ساخت چین” فراتر از پارامترهای استاندارد سیاست های صنعتی بوده و یک دکترین جامع امنیت ملی را در بر می گیرد. اگرچه اصطلاح “ساخت چین” در اسناد رسمی کمتر رایج است ، اما بخش های اولویت آن ، از مواد مدرن و فن آوری های تولید هوشمند تا زیرساخت های حمل و نقل ، در برنامه چهاردهمین سال چین (1-5) گنجانده شده است. در حالی که کشورهای غربی به دنبال کاهش وابستگی به چین برای تقویت امنیت اقتصادی هستند ، چین مصمم است که جایگاه خود را در تولید جهانی حفظ کند و در سراسر جهان نفوذ کند. برای چین ، هیچ نکته ای در جهان وجود ندارد که اولویت فروش محصولات آن باشد.

فناوری پیشرفته و اکوسیستم تولید قوی: پایه و اساس رقابت صنعتی

پکن فناوری پیشرفته را به همراه تولید ، پایه و اساس رقابت صنعتی در نظر می گیرد. یک اکوسیستم قدرتمند تولید برای تقویت انعطاف پذیری اقتصادی و تأثیر استراتژیک ضروری است. در حالی که “ساخت چین” معیارهای خاصی را برای هر بخش تعیین می کند ، سیاست صنعتی معاصر چین به یک ابتکار جامع تبدیل شده است که هدف آن تهیه یک اکوسیستم صنعتی اساسی و قدرتمند در همه بخش ها و زنجیره های ارزش است. این سیاست اکنون بر افزایش تولید گسترده و اهرم فناوری بین فردی تأکید دارد و باعث می شود چین با اقتصادهای پیشرفته و نوظهور رقابت کند.

چین فن آوری های پیشرفته ای مانند 4G ، هوش مصنوعی ، اتومبیل های برقی و اتومبیل و فن آوری های زیست محیطی را برای افزایش بهره وری در بخش های صنعتی ارتقا داده است. پکن این فناوری ها را یکپارچه برای افزایش بهره وری در نظر می گیرد. بخش های اولویت دار در چین پایه و اساس ارتقاء صنعتی و پیشرفت در تجهیزات ارتباطی ، سیستم عامل ها ، فن آوری های پاک ، مواد مدرن و بیوتکنولوژی را فراهم می کند ، فرصت های جدیدی برای بهبود بهره وری ، امنیت و کیفیت در سایر بخش ها فراهم می کند.

اقتصاد با محوریت تولید هنوز تمرکز اصلی “نوسازی سبک چینی” است. تأکید چین بر پیشرفت های فناوری و استفاده از فناوری سطح بالا از طریق مفهوم “نیروهای تولیدی جدید” ادامه یافته است ، که از سال 4 در سیاست سیاست گذاری بوده است. چین همچنین بر لزوم اتخاذ فن آوری های نوآورانه مانند هوش مصنوعی ، مواد مدرن و فناوری کوانتومی تأکید کرد.

این سیاست صنعتی نه تنها برای تسهیل افزایش زنجیره ارزش اقتصاد چین بلکه برای گسترش رقابت صنایع سنتی طراحی شده است. ایجاد فناوری پیشرفته تقاضای داخلی را افزایش می دهد و یک چرخه تقویت متقابل ایجاد می کند که باعث افزایش رقابت صنعتی می شود. این رویکرد مستلزم تقویت اکوسیستم صنعتی با توسعه استعداد ، تدوین استانداردها و حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط ​​است. ابتکار عمل چین برای شناسایی شرکت های نوظهور فناوری در حال ظهور ، که همزمان با ساخت چین بود ، سه شرکت کوچک و متوسط ​​در چین را شناسایی کرده است و با حمایت از سرعت فناوری و قدرت فناوری چین ، پرش جدیدی را افزایش داده است. لازم به ذکر است که پیشرفت خودروها ، به عنوان مثال ، پیشرفت یک صنعت خاص نیست ، توسعه هزاران صنایع به این بستگی دارد و برعکس ، هزاران صنایع برای پیشگام صنعت جهانی باید پیشرفت کنند.

سرمایه گذاری مستقیم دولت در ستون های کلیدی

پیشرفت فناوری هدایت شده توسط دولت چین ، گرچه موفقیت بزرگی است ، اما پر هزینه بوده و چالش های قابل توجهی در تخصیص منابع و کارآیی ایجاد کرده است. این رویکرد همچنین عواقب اقتصادی و اقتصادی داخلی داشته است. اصلاحات اقتصادی و آزادسازی استانداردهای زندگی طبقه متوسط ​​را به روز کرده است ، اما پکن هنوز اهداف خود را با انتظارات طبقه متوسط ​​چین تطبیق نداده است. رهبری چین همچنان تمایلی به تعادل اقتصاد تولید و خدمات و اقتصاد مصرف کننده ندارد و مایل است پیامدهای داخلی و جهانی منفی را برای پیگیری تمرکز تولید خود بپذیرد.

البته چین رشد آن را بدون چالش نمی بیند. براساس مطالعات مشاوره در زمینه مشاغل Merics ، پکن با چالش هایی مانند تنش های اقتصادی و اجتماعی داخلی ، گسترش مازاد تجارت با اقتصادهای توسعه یافته و نوظهور و رقابت ژئوپلیتیکی بر سر فناوری روبرو است. چین یک مدل رشد را با نیروی کار ارزان ، تولید بهینه ، سرمایه و رشد غیرقابل تصور راه اندازی کرده است که ممکن است به زودی با چالش های مداوم روبرو شود. اما چین به هیچ وجه مایل به غلبه بر قدرت تولید خود نیست و این یک درس عالی برای اقتصادهای نوظهور و رقبا است.

بحث در مورد خصوصی سازی و سردرگمی در قیمت گذاری ، عملاً باعث شده است که همه ذینفعان صنعت خودروهای ایران از نظر ذهنی فرسوده و خسته شوند.

سردرگمی صنعت خودرو: بحران برای تصمیم گیری صنعتی

مباحث نابالغ در مورد خصوصی سازی و سردرگمی در قیمت گذاری ، همه ذینفعان صنعت خودروهای ایران را خسته و خسته کرده است. تولید کنندگان ، زنجیره های تأمین و مصرف کنندگان همه در آشفتگی تصمیمات و اختلالات مدیریتی گرفتار شده اند. در کنار همه این ناکارآمدی ها در کشور ما ، نوعی تفکر ساده گرایانه نیز شکل می گیرد. ادعای تحول صنعتی با یا بدون چین. ما هنوز درک خوبی از سیاست صنعتی چین نداریم و پیچیدگی های این غول تولید به درستی درک نشده است. بعضی اوقات ما شریک چین و گاهی اوقات رقیب آن را می بینیم ، می خواهیم یک روز زنجیره تأمین جهانی داشته باشیم و یک روز با چین رقابت کنیم و روز بعد انواع اتومبیل ها را با گردش کم از چین وارد می کنیم.

می توان گفت که صنعتگران و اقتصاددانان ما قدرت واقعی چین را به اندازه کافی درک نمی کنند و برنامه های خود را به درستی هضم نکرده اند. چین می داند که از بازار ما چه می خواهد ، اما به عنوان یک مجموعه ، ما هنوز وظیفه خود را مشخص نکرده ایم. مونتاژ ، تولید کنندگان ، زنجیره های تأمین و بازرگانان هر کدام به خودشان برخورد می کنند.

در حالی که چین تمایلی به از دست دادن قدرت تولید خود به هر طریقی ندارد ، کشور ما نمی تواند بخشی از زنجیره تأمین با اقدامات عجولانه و بدون چارچوبی برای “خصوصی سازی” ، عدم شناخت زنجیره تأمین جهانی خودرو و عدم برنامه مشخص باشد. نتیجه تحویل تدریجی بازار به چینی ها است. البته خوب یا بد این روند وجود دارد. ممکن است بهتر باشد صنعتی داشته باشیم که تصمیم گیرندگان صنعتی برای مصرف کننده محصولات با کیفیت پایین و گران قیمت تولید کنند و به محصولات چینی واگذار شوند و به طور دائم مصرف کننده باشند؟ یا اگر به پیش بینی هایی مانند چین نگاه کنیم ، آیا باید برای ظهور تولید رقابتی در سراسر جهان یک چالش منطقی ایجاد کنیم تا نسل های آینده نیز بتوانند از شکوفایی صنعتی ، نوآوری و خلاقیت بهره مند شوند؟

ما نه تنها از تعادل بین تولید و مصرف که غرب پس از انقلاب صنعتی به دست آورد ، فاصله نگرفته ایم بلکه مسیر چین را نیز درک نمی کنیم ، یعنی حمایت از تولید به هر قیمتی. این که آیا ما می خواهیم یا نه ، کشور ما در جهت کامل مطلق توسعه صنعتی و مصرف گرایی حرکت می کند ، و ما نه برنامه ریزی و نه برنامه ریزی اقتصادی داریم. ما نتوانستیم از مزایای انقلاب صنعتی غربی استفاده کنیم و نه از طریق چین چگونه می توان یک صنعت بی نظیر و تولید را ساخت. این وضعیت نشان دهنده یک بحران عمیق استراتژیک و استراتژیک در صنعت خودروهای ایران است. تا زمانی که ما نمی دانیم چه می خواهیم و چگونه می توانیم آن را بدست آوریم ، صنعت کشور همچنان گرداب نامشخص خواهد بود و استرس داخلی افزایش می یابد ، که این مانعی برای رشد صنعت خواهد بود. ما باید از تجربیات جهانی با یک نگاه استراتژیک و انتقادی یاد بگیریم و یک استراتژی روشنی برای آینده صنعت ایران تهیه کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *