آخرین مطالب

همکاران

آقای مجریِ فحاش! مردم هرگز تو را فراموش نخواهند کرد

آقای مجریِ فحاش! مردم هرگز تو را فراموش نخواهند کرد

علی ورامینی در روزنامه هممهان نوشت:

آدمی در زیر زبان پنهان است / این زبان پرده ای است بر باب جان

چون باد پرده زد / سقف خانه بر ما ظاهر شد

کندر خانه گهر یا گندم است / گنج زر یا کلمه مار و عقرب

این چند بیت مولانا از 800 سال پیش تا امروز و برای همیشه پاسخ مجری است که به مردم معترض به اوضاع اقتصادی توهین کرده است. اسم مجری را نمی دانم و اگر باطنش را اینطور نشان نمی داد، صورتش را نمی دیدم. این خروجی صدا و سیما است که سالانه بخش قابل توجهی از بودجه کشور را برای تولید چنین صحبت های متعفنی مصرف می کند. مجری مردم را تفاله خوانده است. تفاله باقیمانده میوه و دانه هایی است که استخراج شده است و آن قسمتی که خوراکی نیست را پالپ می گویند.

فرض کنیم مجری قبل از صحبت به حرفش فکر نکرده و از روی شکم حرف نزده و با علم به این که می داند تفاله چیست، از تفاله استفاده کرده است. در این صورت باید به او گفت: کدام نهاد و سازمان در ایران در این همه سال اسراف و تبذیرتر از صدا و سیما است؟ رادیویی که دیگر حتی به عنوان یک رقیب به حساب نمی آید. تنها قسمت هایی که در صداوسیما یعنی شبکه های اجتماعی دیده می شود، کلیپ هایی است از یاوه هایی که گاهی در آن گفته می شود یا حرف های ناپسندی که از دهان برخی مجریان و کارشناسان این سازمان بیرون می آید.

از این منظر باید از مجری بی ادب بپرسید که آیا شما باقی مانده اید یا کسانی که به تنگ شدن اوضاع اقتصادی معترضید و راهی جز خیابان نمی بینید؟ باید به او گفت که اگر هزاران زحمت از پول این مملکت برای شما و برنامه بی حرمتی شما خرج نمی شد و به جامعه تزریق می شد، اینها دلشان نمی آمد در شب سرد سیاه زمستان بیایند و کتک بزنند و بخورند. آنها دور خانواده می نشستند، برای شب سرد چای گرم درست می کردند و برنامه مورد علاقه خود را از تلویزیون مورد علاقه خود تماشا می کردند. اگر مجری می خواست عصاره اش را منتشر کند نیازی نبود که خودشان را به خطر بیندازند.

یکی دیگر از ابعاد فحاشی مجریان به مردم امنیت است. همه اهالی رسانه می دانند که اگر یکی از خبرنگاران مستقل در این شرایط کوچکترین حرفی بزند که باعث شعله ور شدن بحران شود، با کرم الکتبین است. هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که توهین به معترضان اثری ندارد، مگر اینکه آنها را فراری دهد. در حالی که همه مسئولان کشور اعتراض مردم را پذیرفته اند و تلاش می کنند از گسترش بحران جلوگیری کنند، چرا باید صدا و سیما مثلاً سیمای ملی به این بحران دامن بزند؟ چرا باید نقشی ظاهراً مخالف بین‌الملل، اما دقیقاً در راستای آن بازی کند؟ آیا کسی از سازمان های امنیتی این سوالات را از او خواهد پرسید؟

مقام های امنیتی مدام از الگوی هرج و مرج در این سال ها صحبت می کنند که نفوذی های آموزش دیده به مردم واقعی نفوذ می کنند و با ریختن خون مردم اعتراضات را به خشونت و هرج و مرج تبدیل می کنند. آیا کار مجریه باعث هرج و مرج و خشونت بیشتر می شود و مصداق همان مدل جنسیت نرم نیست؟ آیا کسی به این موضوع رسیدگی خواهد کرد؟ وقتی رئیس سابق صدا و سیما از نفوذ زیاد صحبت می کند، آیا نباید ردپای آن را هم در این لایه ها جست؟ آیا رئیس صداوسیما آنقدر به امنیت ملی (و نه حتی مردم) اعتقاد دارد که حداقل ارتباطش را با این مجری فحاش قطع کند؟

سالها پیش مردی معترضان را خیس و خشك نامید. امروز او مانند آهوی بیابان است. حتی هواداران آن روز هم دیگر به او احترام نمی گذارند. برای آنها دقیقاً مانند میوه ای است که آب آن از بین رفته است. کسی که رئیس جمهور بود چنین سرنوشتی پیدا کرد. مردم هرگز کسی را که به این سختی با آنها صحبت کرده فراموش نمی کنند. همان مولانا گفت:

آن سخنان چو مار و کژدمت

مار و عقرب آمده اند و دم تو را گرفته اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *