به گزارش فوریت، اگرچه فضای مجازی باعث تسهیل و انتشار اطلاعات شده است، اما در لا به لای مطالب تولید شده، گاهی اتفاقات عجیب و غریب مخاطب را به فکر وا می دارد. وبلاگ نویسان برای جذب فالوور و توسعه صفحه خود به محتوای تازه نیاز دارند و گاهی اوقات این نیاز به مکان های باریک می انجامد. برخی از مطالب غیر مرتبط با وضعیت جامعه نه تنها آموزشی و آموزنده است، بلکه ضد فرهنگ ها و هنجارهای غلط را رواج می دهد.
به عنوان مثال، وبلاگ نویسان سبک زندگی و حتی کاربران عادی اینستاگرام که دارای صفحات عمومی هستند، روش های جدیدی از خانه داری، دامپروری و فرزندآوری را ارائه می دهند که هیچ انسجامی با بافت فرهنگی ندارد و نتیجه مثبتی نیز نخواهد داشت.
در شرایط اقتصادی کنونی همین صفحات ممکن است پست های شعاری همدردی منتشر کنند اما با محتوای پر زرق و برق خود لایه های توجه را بالا می برند و به دنبال جذب هرچه بیشتر دنبال کننده هستند.
از جمله آشپزی با لباس که در برخی از صفحات خارجی نیز دیده می شود و کاربر ایرانی با تقلید ناشیانه یا عمدی از آن محتوا تولید می کند.
حکایت خندهداری از آمدن میهمانان در عرض نیم ساعت اعلام میشود و در این نیم ساعت بانوی خانه با لباس رسمی یکی از زمانبرترین غذاها را میپزد، آرایش میکند، مراقب بچهها و خانه است و بسیار شیک از مهمانانش پذیرایی میکند.
مخاطبی که چنین فضای خیالی را مشاهده می کند، بیشتر از یادگیری خانه داری، تحت تأثیر همان زرق و برق قرار می گیرد. او ممکن است آرزوی همان وسایل خانه، همان گلدان های شیک، همان مدل مو، همان لباس و همان طلا و جواهرات را داشته باشد و این همان دامی است که یک فیلم چند دقیقه ای با یک برش چند ساعته فیلمبرداری توانسته است آن را گسترش دهد.
از طرفی چنین وضعیتی نه تنها با واقعیت همخوانی ندارد، بلکه از نظر نجومی با وضعیت اقتصادی مردم فاصله زیادی دارد. مردم به ندرت مهمانی را می پذیرند که بگوید نیم ساعت دیگر می رسد و اغلب با بهانه ای از آمدنش جلوگیری می کنند. زمانی که میزبان هستند، به ندرت لباس های مناسب برای عروسی و تولد می پوشند و به ندرت خانه هایشان پر از جدیدترین مدل های لوازم آشپزخانه و دکوراسیون می شود.
این تصویر ساختگی حتی می تواند موجی از ناامیدی، اضطراب و احساس کمبود را در مخاطب ناآگاه ایجاد کند و آنها را به این سوال سوق دهد که چرا من و همسرم اینقدر تلاش می کنیم و هیچ کدام از اینها را نداریم؟
متاسفانه از زمانی که کاربر ایرانی به اینستاگرام متصل شده است، به جای آموزش نحوه برخورد با محتوا به خانواده ها، همیشه در تنش فیلترینگ و خرید VPN پرسرعت بوده است. شرایطی که قرار بود حضور مخاطب ایرانی در این بستر را محدود کند اما نتیجه برعکس شده است و امروز باید نگران این باشیم که نسل های جوان چگونه از مطالب الگوبرداری کنند. جای تعجب است که گاهی اوقات این محتوا در اینستاگرام نیز تولید می شود، پس هر چه می گویند باور نکنید. این قاب دوربین تقلبی است و پشت این زرق و برق ها یک زندگی عادی پر از شلوغی و شلوغی جریان دارد. اما واقعیت این است که میل به این زرق و برق ها در روح و روان مخاطب رخنه کرده است.